تبلیغات
صبح امید-واحد آزاد دندانپزشكی
صبح امید-واحد آزاد دندانپزشكی

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مهدی کروبی و تیر اندازی!

تجمع تعدادی از معترضان به اقدامات ضدانقلابی مهدی كروبی در مقابل منزل وی به تیراندازی از درون منزل وی به سمت اعتراض كنندگان و مجروح شدن چهار نفر منجر شد.

 

به گزارش رجانیوز، پس از آنكه تعدادی از معترضان به رفتارهای كروبی برای چهارمین شب متوالی مقابل منزل وی در دیباجی شمالی تجمع كردند، ابتدا فرزندان كروبی و تعدادی از افرادی كه به 


حمایت از كروبی از قبل به این مكان آمده بودند، به منظور تحریك معترضان و تند كردن فضای


اعتراضی شروع به اهانت علیه مقامات عالی رتبه نظام كردند تا بتوانند كروبی را از منزل خارج كنند.

 

اما پس از آنكه معترضان بدون توجه به این فحاشی‌ها و هوشیاری با این افراد درگیر نشدند و شعارهای خود مانند "کروبی بی‌سواد عامل دست موساد"،‌ "کروبی منافق حیا کن حیا کن"، " کروبی، بیگانه پیوندتان مبارک" را سر دادند از قوه قضائیه درخواست كردند ضمن رسیدگی به اتهامات او در خلع لباس وی تسریع كند، ناگهان تعدادی از افراد ناشناس از طبقه فوقانی منزل كروبی شروع به تیراندازی با سلاح خودكار كردند.

 

تیرهای شلیك شده عمدتاً هوایی و با هدف ایجاد رعب در جمعیت و پراكنده كردن آن‌ها بود اما از میان حدود 70 تیر شلیك شده، بیش از 10 تیر نیز به میان جمعیت شلیك شد كه در اثر این اقدام وحشیانه، چهار نفر از معترضان مجروح و به سرعت به مراكز درمانی منتقل شدند.

 

پس از وقوع این حادثه حسین کروبی فرزند کروبی در مصاحبه با رسانه های بیگانه اقدامات افراد ناشناس مستقر در منزل پدرش را دفاع از خود عنوان داشته و از عناصر فتنه گر درخواست داشت تا تجمع‌هایی را در حمایت از خانواده کروبی برگزار کنند.

 

مهدی کروبی پس از اقدامنات غیرقانونی و ساختار شکنانه خود در فتنه سال گذشته امسال نیز در آستانه روز جهانی قدس در بیانیه ها و مصاحبه های خود اعلام داشته که در این روز عومال فتنه گر دست به اقدامات غیرقانونی بزنند لذا از حدود یک هفته پیش و پس از انتشار این اخبار گروه های مختلف مردم به صورت خودجوش با حضور در مقابل منزل کروبی به اینگونه اقدامات اعتراض کرده و از دستگاه قضایی خواستار برخورد جدی با وی شدند.

 

هنوز مشخص نیست افراد ناشناسی كه به روی معترضان كروبی آتش گشودند محافظان او بوده‌اند یا خیر. آبان ماه سال گذشته پس از آنكه حضور كروبی در نمایشگاه مطبوعات با اعتراضات گسترده‌ای مواجه شد به طوری كه مردم او را از نمایشگاه اخراج كردند، یكی از محافظان او تیر هوایی شلیك كرد.

·                                  

·                                  

 

حقوق نا بشر...

سلام

دمشون گرم این غربیا...کلی باحالن...

میگن تازگیا یه خانومی نصفه شب میزنه پدر شوهرشو در میاره ،در حدی که عمرشو بده به شما و بعد از اینکه اون آقاهه تازه از مزایای زن گرفتن بهره مند میشه ،خانومه میره با یکی از فامیلاشون ارتباط برقرار می کنه و یعنی قبلا ارتباط داشته و ....بقیشو دیگه خودتون بفهمید...نمیشه گفت...

حالا طرفو گرفتن و گفتن باید اعدام شه...........

وای فکر کن ....ملیون ها دلار حالا خرج کردن اون ور دنیا که ای داد،پدر حقوق بشر داره در میاد...!!!!!!!!!

صبر کن ببینم...اون مرده که نصفه شب کلش کندن احتمالا بشر نبوده...حالا این خانومه مهر بشریت زدن تو پیشونیش...

نمیدونم ...بالاخره وقتی نوبل گرفته حقوق بشر ما میشه شیرین خانوم که بقول ما کرمونیا کله شوهرشو پت پت کرده...بالاخره هر چیزی امکان پذیره...

خاک تو سرمون کنن...20 سال عمر کردیم ،نگفتیم پیش خودمون حداقل بزنیم 2 تا رو بکشیم،یه کم بشر حسابمون کنن...

الان این خانومه کلی از بی بی سی و ... و کمپین های بزرگ غربی داره حمایت می شه که بابا این چه کشوریه دارین...بشریت داره زیر سوال میره...به داد بشریت برسین...!!!!!!!!!!!!

به جان خودم این خانومه اگه صد سال دیگه مثل آدم زندگی کرده بود و در زمره قاتلین و فاسدین قرار نمی گرفت ،کابل tv هم خبری ازش پخش نمی کرد چه برسه به بی بی سی و شیرین خانومو و کمپین حقوق بشر و ....

من نمیدونم این چه تعریفی از حقوق بشره که طرف 100 سال مثل ادم زندگی می کنه و هیچ کس بشر حسابش نمی کنه و تا که می زنه یکیو می کشه و میره با فاملشون دنبال فساد ...همه دنیا دورش جمع میشن که ای ول ،دم این بشر گرم...یه عده از جلو راه میوفتن و یه عده از عقب و داد و هوار که شما ضد بشریت هستین...

حالا اصل مطلب اینجوریه:

 

سکینه محمدی آشتیانی مجرمی است که از سال 1384 در زندان تبریز است وی متهم به مشارکت در قتل همسرش و زنای محصنه است و به مجازات مشخص شده در قوانین محکوم شده است.
رسانه های غربی حدود دو هفته است که بر سر ماجرای خانمی به نام سکینه محمدی آشتیانی معرکه سیاسی گرفته اند و این مساله را نشان دهنده نقض بی سابقه حقوق بشر در ایران می دانند.
 
این موضوع تا جایی برای غربی ها اهمیت یافته که روز شنبه را روز بین المللی این زن ایرانی نامیده اند تا بدین وسیله بتوانند به اعمال فشارسیاسی خود درباره این پرونده به ایران ادامه دهند. 
نقض حقوق بشر در مورد این زن ایرانی آنقدر اهمیت پیدا می کند که رئیس جمهور برزیل، پیشنهاد اعطای پناهندگی به سکینه محمدی آشتیانی را می دهد!

کار به جایی رسیده که کمپین آزاد سازی سکینه محمدی آشتیانی شکل می گیرد. براستی این زن کیست؟
سکینه محمدی آشتیانی کیست؟ 
سکینه محمدی آشتیانی مجرمی است که هم اکنون در زندان تبریز است.وی در سال 84 با هم دستی پسر عمه شوهرش؛ همسرش را به طرز فجیعی به قتل می رساند.آشتیانی متهم به مشارکت در قتل و زنای محصنه (در زمان حیات و بعد از فوت شوهرش) است و به مجازات مشخص شده در قوانین  محکوم شده است. 

شریفی، رئیس دادگستری آذربایجان شرقی درباره این پرونده می گوید: سکینه محمدی آشتیانی با مردی رابطه برقرار کرده و با طراحی از قبل صحنه قتل؛ منزل را خلوت و آماده قتل کرده بودند و آشتیانی با آمپول بیهوشی شوهرش را بی هوش کرده و قاتل اصلی با چسباندن دو شاخه برق به گردن مقتول، او را به قتل رسانده است.

یکی از بستگان مقتول که صحنه قتل را دیده، می گوید: وقتی جنازه مقتول را در حمام دیدم شوکه شده بودم و گریه کردم، چرا که حمام پر از خون مقتول شده بود . صحنه وحشتناکی بود .  

هدف واقعی در جنجال رسانه های غربی چیست؟ 
رسانه های غربی سعی می کنند این را القا کنند که در ایران حقوق بشر نقض می شود و این پرونده را به نوعی با سه آمریکایی مرتبط کنند که به اتهام جاسوسی دستگیر شده اند.
اصل ماجرا چیست؟ و قضیه از چه قرار است؟ 

آیا حقیقتا دل مقامات و رسانه های اسرائیلی انگلیسی و آمریکایی و از جمله خانم کلینتون به حال این زن ( متهم به مشارکت در قتل همسرش و زنای محصنه) سوخته است که از نقض حقوق بشر در ایران می نالد. 

این در حالیست که بحث حقوق بشرهمیشه به عنوان ابزار فشار در دستور کار رسانه ها و مقامات غربی بوده است اما علاوه بر این مساله،می توان از لابلای خبر ها و گزارش های رسانه های غربی در مورد موازی سازی ماجرای سکینه محمدی آشتیانی با سه متهم آمریکایی جاسوس در ایران،رد پای هدف سیاسی رسانه ای یعنی آزادی سه جاسوس آمریکایی را درک کرد. 
گاردین و بی بی سی از جمله رسانه هایی بودند که در این ماجرا به دروغ پردازی آشکار پرداختند.یکی از این دروغ ها؛ خبر مصاحبه با خانم آشتیانی در زندان است.

رسانه های دروغ پرداز غربی، اوضاع حقوق بشر را در ایران وخیم می دانند و می گویند ایران انتشار خبر را در مورد این زن ایرانی در رسانه ها ممنوع کرده است و این زن ایرانی می گوید مقامات ایرانی برای آن که او را پنهانی اعدام کنند اتهامات دروغین به وی بستند.(نه بابا اتهام کجا بود کاری نکرده بد بخت،تازشم ما تو ایران یه رسمی داریم هر چی دزد و قاتل باشه بعد که از زندان یه جوری تونست بیاد بیرون کلی تحویلش می گیرن قهرمان ملی هم می شه.)

رسانه های غربی ادعا می کنند که اتهام قتل ، دروغ است و اگر این زن زنا کرده گناه بزرگی نیست قابل بخشش است! (راست می گن خب.اصلا تقصیر اون مردست که برق از کلش پریده مرده و بعد ناپدیدم شده.اصلا بین علما بحثه که شوهر این آقا در زمان حاضر اصلا به دنیا اومده یا نه از روزی که به دنیا اومده خودش مرده و یا اصلا...)

نکته جالب دیگر دراین رسانه ها این است که یکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را ماجرای خانم آشتیانی و سه جاسوس آمریکایی می دانند. 

ماجرای وکیل فراری و جنجال برای گرفتن پناهندگی 
ماجرای وکیل فراری خانم سکینه آشتیانی یکی دیگر از دروغ هایی است که رسانه های غربی در صدر اخبار خود قرار داده اند. محمدمصطفایی که ظاهرابا هدف گرفتن پناهندگی به رسانه های غربی برای این جنجال سیاسی کمک فراوانی کرده است.
این در حالیست که آشتیانی می گوید که حتی یکبار هم او را را ندیده است و این خانم به شدت از دست او شاکی است.(بنده خدا طرفو شناخته جونشو برداشته و در رفته ،حق بدید بهش،منم بودم از دست اینجور خانومی میرفتم پناهنده می شدم)
 
مصطفایی که به غرب فرار کرده این قدر انصاف نداشته است که راه های دیگری بجز بازی با این متهم برای گرفتن پناهندگی انتخاب کند. 
  
گفتنی است رسانه های غربی در حالی نقض حقوق بشر را در ایران به خاطر سکینه محمدی آشتیانی مطرح می کنند که در مقابل نسل کشی که در فلسطین و به خصوص غزه رخ می دهد سکوت اختیار کرده اند.


 

 

دعایی برای تو...

دعا برای آقای غریبمان را فراموش نکنیم
دعای محبوب

 

امام علیّ بن موسی الرضا(ع) ـ که روز جمعه را روز ظهور حضرت مهدی(ع) می‌داند ـ ، در یکی از بهترین لحظات نیایش خود یعنی قنوت نماز ظهر جمعه سرود بی‌قراری و انتظار سر می‌دهد و برای فرج و ظهور آن بزرگوار دعا می‌کند:
 
« اَللّهُمَّ اَصْلِحْ عَبْدَ کَ وَ خَلیفَتَکَ، بِما اَصْلَحْتَ بِهِ اَنْبِیائَکَ وَ رُسُلَکَ، وَ حُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ، وَ اَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ، وَ اسْلُکْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً، یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ،وَ اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً، یَعْبُدُ کَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً، وَ لاتَجْعَلْ لِاَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلی وَ لِیِّکَ سُلْطاناً، وَ ائْذَنْ لَهُ فى جِهادِ عَدُوّ ِکَ وَعَدُوّ ِه، وَ اجْعَلْنی مِن اَنْصارِهِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شیْ ءٍ قَدیر.»(1)


بارالاها، کار ظهور بندة شایسته و خلیفة راستینت (امام مهدی) را اصلاح فرما، همانگونه که کار پیامبر و فرستادگانت را اصلاح نمودی، و از فرشتگانت نگاهبانانی بر او بگمار، و از سوی خویش با «روح القدس» او را یاری و پشتیبانی فرما، دیده‌بانانی ازپیش رو و پشت‌سر همراه وی گردان، تا از هر بدی نگاهش دارند، ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز، که او تو را می پرستد و هیچ چیز را همتا و همانند تو نمی داند، پس برای هیچیک ازآفریدگانت برتری و چیرگی نسبت به «ولی» خودت قرار مده، و او را درجهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما، و مرا از یاران او بشمارآور،که همانا تو بر هر کاری توانایی.


1. بحار/ج89- مصاح المتهجد/367- جمال السبوع/

 

 

امام خامنه ای :به هیچ کس باج نخواهیم داد

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از مردم استان مازندران، از جمله مردم آمل و همچنین علما و مسئولان استان، حوادث تاریخی را درس آموز و عبرت انگیز برای ادامه مسیر آینده، دانستند و با اشاره به بی اثر بودن طراحی های مختلف سی سال گذشته به دلیل ایمان و حضور هوشمندانه مردم در صحنه تأکید کردند: امروز نیز مهمترین وظیفه آحاد مردم به ویژه جوانان و افراد تأثیرگذار، حضور در صحنه دفاع از انقلاب و نظام اسلامی و اعتماد به مسئولان است، و اصلی ترین وظیفه مسئولان هم تلاش و کار بی وقفه و همه جانبه و تدبیر برای حل مشکلات و سرعت بخشیدن به حرکت رو به جلوی کشور است.

 

به گزارش رجانیوز به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر معظم انقلاب، رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار که به مناسبت حماسه ششم بهمن مردم آمل در سال 1360 برگزار شد، با اشاره به نقش آفرینی مردم مؤمن و انقلابی آمل در حادثه ششم بهمن افزودند: این موضوع آنقدر اهمیت داشت که امام (ره) آن را در وصیت نامه تاریخی خود ذکر کردند تا فراموش نشود و برای آیندگان بماند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم درس و عبرت گرفتن از حوادث مختلف انقلاب اسلامی بویژه حماسه ششم بهمن مردم آمل، خاطرنشان کردند: تعبیر ظاهری هزار سنگر از شهر آمل به دلیل سنگربندی خیابانها در حادثه ششم بهمن سال 60 است اما تعبیر واقعی آن به معنای سنگر دلها است که با این تعبیر، به عدد هر انسان مؤمن و با انگیزه ای، سنگری در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد.

ایشان ضمن آسیب شناسی از شکست حرکت برخی ملتها در جهت اهداف و آرمانهای بزرگ تأکید کردند: علت اصلی توقف و شکست حرکت این ملتها، آماده نبودن برای مواجهه با خطرات بود و یکی از درس های حوادث تاریخی، آماده شدن برای خطرات پیش رو و شناخت دقیق آنها است.

رهبر انقلاب اسلامی در تحلیل حوادث سی ساله انقلاب اسلامی و چگونگی انحراف برخی جریانها و گروهها و در نهایت ایستادگی آنها در مقابل مردم، افزودند: در اوائل انقلاب برخی افراد و جریانها که مدعی روشنفکری و طرفداری از رأی مردم و خلق بودند و شعار دموکراسی می دادند در مقابل خلقی که نظام اسلامی را با بهای سنگینی برسر کار آورده و به آن رأی داده بودند، ایستادند و با مردم مقابله مسلحانه کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ترکیب این جریانها و گروهها که شامل منافقین، افراد کافر، طرفداران غرب، و حتی متظاهرین به دین بودند، خاطرنشان کردند: این جریانها ابتدا با سخنان روشنفکرانه به مبانی امام (ره) و جمهوری اسلامی اعتراض کردند و سپس به تدریج میدان مبارزه فکری و سیاسی را به میدان مبارزه مسلحانه و اغتشاش گری تبدیل و برای مردم و مسئولان در زمان جنگ مزاحمت ایجاد کردند.

ایشان با تأکید بر اینکه هویت جمهوری اسلامی ایران همان هویت مردم و عزم و ایمان آنها است، افزودند: در آن زمان با لطف و هدایت الهی، مردم در صحنه حاضر شدند و همه توطئه ها را خنثی کردند. البته این به معنای تمام شدن توطئه ها نبود ولی مهم آن بود که مردم بیدار و در صحنه حاضر بودند و به حرکت خود تا به امروز ادامه دادند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین در تحلیل عملکرد جبهه معارضان نظام اسلامی در طول سی سال گذشته خاطرنشان کردند: در این جبهه همواره دو خطای فاحش وجود داشته است، نخست آنکه خود را بالاتر از مردم می دانستند و دوم آنکه به دشمنان ملت دل بسته بودند.

حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین خطای اول معارضان نظام اسلامی افزودند: نتیجه بالاتر دانستن خود، از مردم، این می شود که اگر مردم در یک حرکت قانونی، اقدام و یا انتخابی کردند، معارضان در مخالفت با اقدام مردم آن را عوام گرایی و مردم را عوام می خوانند.

ایشان با اشاره به دل بستن معارضان نظام اسلامی به دشمنان مردم خاطرنشان کردند: در طول سی سال گذشته دولت امریکا و رژیم صهیونیستی و صهیونیستهای دنیا، دشمن ترین دشمنان ملت ایران بوده اند و امروز هم حقاً و انصافاً دشمن ترین دشمنان هستند و دل بستن به این دشمنان خطای بزرگی است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: وقتی دشمن وارد میدان شده است، باید متوجه شویم و اگر خطا و اشتباهی هم انجام دادیم، آن را تصحیح کنیم.

حضرت آیت الله خامنه ای بی اثر بودن توطئه های امریکا در سی سال گذشته را بسیار واضح و آشکار دانستند و تأکید کردند: دلیل بی اثر بودن توطئه ها، این است که امروز جمهوری اسلامی ایران دهها برابر قویتر از روزها و سالهای اولیه شده است و به حرکت خود با شتاب و قدرت بیشتر ادامه می دهد.

ایشان با اظهار تعجب از عبرت نگرفتن دشمنان ملت ایران، از بی اثر بودن توطئه های قبلی و تلاش برای برنامه های جدید و در عین حال تکراری افزودند: آمریکاییها می گویند 45 میلیون دلار بودجه تصویب کرده اند تا از طریق اینترنت جمهوری اسلامی ایران را شکست دهند که این نشان دهنده اوج درماندگی دشمن است زیرا آنها تاکنون دهها 45 میلیون دلار صرف مقابله با نظام اسلامی از طریق کار دیپلماسی، تحریم، اعزام جاسوس، استخدام مزدور و روشهای دیگر کرده اند ولی به هیچ نتیجه ای نرسیده اند.

رهبر انقلاب اسلامی ناتوانی دشمن در فهم واقعیت انقلاب اسلامی و قدرت مردمی آن را از سنت های الهی دانستند و خاطرنشان کردند: دشمنان ملت ایران مدتها طراحی کردند تا بتوانند به بهانه ای در تهران آشوب ایجاد کنند اما نتیجه این طراحی، آیا غیر از بیداری و هوشیاری بیشتر مردم در دفاع از جمهوری اسلامی شد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: حوادث اخیر باعث شد تا همه مردم برای حضور بیش از پیش در صحنه دفاع از جمهوری اسلامی، احساس وظیفه کنند.

ایشان خاطرنشان کردند: البته در مقاطعی برخی طراحی های دشمن برای وادار کردن نظام اسلامی به باج دادن بوده است اما امام بزرگوار (ره) هیچگاه باج نداد و همه بدانند ما نیز از طرف ملت ایران و از طرف خود به هیچکس باج نخواهیم داد.

رهبرانقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ملت ایران بر حرف حق خود ایستاده است و از آن کوتاه نخواهد آمد، افزودند: ملت ایران می خواهد ملتی مستقل، پویا، حرکت کننده به جلو، عامل به احکام اسلامی، و قدرتمند برای دفاع از حقوق و عقاید خود باشد. آیا این خواسته های بحق، جرم است؟

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: ما براساس دستورات اسلام معتقدیم هرگاه حق و باطل در مقابل یکدیگر قرار گیرند، اگر اصحاب حق، صادقانه در مسیر خواسته حق خود ایستادگی کنند، قطعاً باطل شکست خواهد خورد و تجربه سی سال گذشته نیز همین موضوع را اثبات کرده است.

ایشان در تشریح وظایف مردم و مسئولان در شرایط فعلی خاطرنشان کردند: مهمترین وظیفه آحاد مردم و مسئولان به ویژه جوانان و افرادی که سخن آنان در میان مردم تأثیرگذار است، حفظ احساس مسئولیتِ حضور در صحنه است.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: امروز هیچکس نباید بگوید من تکلیف و مسئولیتی ندارم بلکه همه باید در دفاع از نظام جمهوری اسلامی که دفاع از اسلام، حقوق مردم و عزت کشور است، احساس مسئولیت کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مردم همواره این احساس مسئولیت را به اثبات رسانده اند که نمونه واضح آن راهپیمایی نهم دی بود و در 22 بهمن نیز مردم حضور، آمادگی و سرزندگی خود را همچون گذشته نشان خواهند داد.

ایشان وظیفه مسئولان کشور را نیز کار و تلاشِ همراه با تدبیر برای حل مشکلات دانستند و خاطرنشان کردند: مسئولان قوای سه گانه و همه مسئولان باید کار برای مردم و تدبیر در امور را وظیفه خود بدانند و لحظه ای از آن غفلت نکنند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: نباید حرکت رو به جلوی کشور لحظه ای کُند شود بلکه باید با سرعت بیشتر و همه جانبه تر ادامه یابد.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین وظیفه آحاد مردم در قبال مسئولین را، اعتماد به آنها و پشتیبانی از مسئولان برشمردند و خاطرنشان کردند: یکی از هدفهای دشمن، بی اعتماد کردن مردم به مسئولان است و همه باید در این خصوص هوشیار باشند.

ایشان افزودند: البته پشتیبانی از مسئولان به معنای تذکر ندادن و یا پرهیز از انتقاد بجا و صحیح، نیست اما این تذکر و یا انتقادِ لازم باید همانند تذکر دو همسنگر به یکدیگر باشد و نه بصورت مقابله و رودرویی.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: قرائن فراوان نشان می دهد که دست قدرت الهی پشتیبان این ملت است و خداوند متعال با فضل و عنایت خود، و دعای مستجاب حضرت ولی عصر(عج) این ملت را به هدفهای بلند خواهد رسانید و دشمن را در مقابل این ملت بزرگ ذلیل و خاکسار خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود در تجلیل از افتخارات و رشادتهای مردم مؤمن مازندران بویژه مردم آمل خاطرنشان کردند: چهره آمل در عرصه های مختلف از جمله عرصه مجاهدت فی سبیل الله و وادی علم، فقاهت، معرفت و عرفان چهره درخشانی است و امروز نیز بزرگان روحانی آملی از افتخارات حوزه های علمیه و از ذخائر با ارزش روحانی کشور هستند.

در ابتدای این دیدار آیت الله طبرسی نماینده ولی فقیه در استان مازندران و امام جمعه ساری، در سخنانی ضمن اشاره به سوابق تاریخی و ارادت ویژه مردم مازندران به اهل بیت علیهم السلام و جانفشانی مردم این منطقه در صحنه های مختلف دفاع از انقلاب اسلامی از جمله حماسه ششم بهمن آمل و دوران دفاع مقدس تأکید کرد: مردم مازندران همواره آماده دفاع از آرمانهای امام (ره) و ارزشهای انقلاب، و گوش به فرمان رهبر انقلاب اسلامی هستند.

تاکتیک های جنگ نرم

عملیات روانی کاربردی

 متخصصان عملیات روانی با به کارگیری به موقع و مناسب یکی از این روش‌ها و یا ترکیبی از اینها براساس حالات ذهنی و روانی مخاطبان قادر خواهند بود عواطف، احساسات، تمایلات، عقاید و رفتار مخاطبان را تحت تاثیر قرار داده و ضمن دگرگون کردن تصورات آنها از حالت عاطفی ایجاد شده برای دست‌یابی به اهداف مورد نظر بهره‌برداری کنند. البته کارشناسان عملیات روانی بیاید قبل از انتخاب روش یا روش‌های مناسب، آداب ورسوم، عقاید، عادات، سلیقه‌ها، شرایط ذهنی و فکری حاکم بر مخاطبان و عکس‌العمل‌های احتمالی آنان را مورد مطالعه قرار دهند و پس از آن به انتخاب روش و اجرای آن به پردازند مهم‌ترین این روش‌ها عبارتند از:

-1- فریب:

یکی از راه‌های تأثیرگذاری بر مخاطبان دادن اطلاعات دروغین و جهت‌دار یا تصویر و وارونه از وقایع است که اغلب با ارائه و نمایش قسمت‌هایی از واقعیت یا برگزیده‌ای از آنها این امر تحقق می‌یابد. چنین تصور ناقص و دگرگون شده‌ای از واقعیت می‌تواند گروه‌های گوناگون مخاطبان مورد نظر در عملیات روانی را تحت تأثیر قرار دهند.

تاریخ زندگی اجتماعی بشر به ویژه تاریخ دوران معاصر گویای این واقعیت است که دستکاری و مخدوش کردن واقعیت‌ها از جمله شیوه‌های تبلیغی و حربه‌های به کار رفته در عملیات روانی استکبار جهانی علیه ملل مختلف به شمار می‌آید. در طول تاریخ قدرت‌های استعمارگر بزرگترین جنایت‌ها علیه ملت‌های انقلابی جهان مرتکب شده‌اند. حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای در باره فریب‌کری قدرت‌های استعمارگر این‌گونه می‌فرماید:

دشمنان اسلام هر وقت دیدند که در جوامع اسلامی با اسلام نمی‌توانند بجنگند با محتوا و حقیقت اسلام به نام اسلام جنگیدند و سعی کردند افکار التقاطی و دروغین خود را مطرح کنند.

یکی از راه‌های تأثیرگذاری بر مخاطبان دادن اطلاعات دروغین و جهت‌دار یا تصویر و وارونه از وقایع است که اغلب با ارائه و نمایش قسمت‌هایی از واقعیت یا برگزیده‌ای از آنها این امر تحقق می‌یابد

متخصصان عملیات روانی با وارونه جلوه دادن واقعیت‌ها نزد مخاطبان اطلاعات غیرواقعی، مخدوش و غلط را میان آنان ترویج و تصویر نادرست از واقعیت‌ها در اذهن مخاطبان ایجاد می‌کنند البته باید توجه داشت که این اطلاعات دروغین و فریب کارانه می‌بایستی از طرفی قانع کننده و مدلل باشد و از سوی دیگر به گونه‌ای در پوشش اختفاء ارائه شود که مخاطبان به دشواری قادر به باز‌شناسی حقایق گردند.

به عنوان نمونه: آمریکا با فریب افکار عمومی و تلقین این شائبه که عراق مسلح و مجهز به سلاح‌های کشتار جمعی و میکروبی می‌باشد توانست برای حمله به عراق مجوزی مجازی و خلاف واقع برای خود ترتیب دهد و عملا از این اصل مهم به نفع خود بهره برد در طول تاریخ سردمداران و حاکمان به وفور از این حربه استفاده کرده‌اند.

-2- تخدیر:

در این روش متخصصان جنگ‌های روانی برای کند و متوقف کردن رفتار مخاطبان پشتوانه احساسی- عاطفی آنان را نشانه می‌روند و شور احساس حاکم بر رفتار ایشان را به تدریج کمرنگ و زایل می‌کنند زیرا خوب می‌دانند که با کاهش شور و هیجان خود رفتار نیز تضعیف و متوقف خواهد شد. در چنین حالتی مخاطبان قدرت و توان خود ار برای دستیابی به اهداف از دست می‌هند و مجبور به عقب‌نشینی، فرار و یا تسلیم می‌شوند. با کاهش شورو هیجان مخاطبان روحیه و اراده آنان نیز تضعیف شده و توان مبارزه را از دست خواهند داد. گسترش مظاهر دنیوی و مادی از حربه‌هایی هستند که بسیاری از مواقع افراد مبارز و دارای توان مبارزه را از دست خواهند داد. گسترش مظاهر دنیوی و مادی از حربه‌هایی هستند که بسیاری از مواقع افراد مبارز و دارای پشتکار زیاد را به دلیل بی‌توجهی به ارزش‌های درونی خود به افرادی مادی، دنیاپرست و عافیت‌طلب تبدیل می‌کنند. استکبار جهانی به تجربه و زیرکی دریافته است که گسترش فساد و بی‌بند و باری از اساسی‌ترین و کارآمدترین حربه‌ها برای از بین بردن اعتقادات دینی، ارزش‌ها و آداب و رسوم ملی و فرهنگ ملت‌های جهان است و به همین رو پایه و اساس هجوم روانی و تبلیغاتی دستگاه‌های خود را بر ایجاد و گسترش بی‌بند و باری، فساد و خشونت در بین مخاطبان گوناگون خود در سراسر دنیا- به ویژه جهان سوم- قرار داده است.

مقام معظم رهبری درباره این خطر می‌فرماید:

بعضی از دستگاه‌های جاسوسی دولت‌های استکباری اظهار‌نظر کرده‌اند که برای ایران و مقابله با انقلاب اسلامی یکی از دو راه برای ما بیشتر نمانده ا ست، یکی این است که ما فساد و فحشاء را در جامعه آنان نفوذ دهیم و جوانانشان را سرگرم کنیم و زنان و مردانشان را از هدف‌های متعالی و بلند غافل کنیم. آنها را سرگرم منجلات فساد و فحشاء و شهوت نماییم و دیگر اینکه بین آنها اختلاف اندازیم.

کارشناسان جنگ‌های روانی با بهره‌گیری از جوانب عاطفی و احساسی مخاطبان خود را تشجیع و آنان را برای نیل به هدف معینی تشویق می‌کنند

-3- تشجیع:

برخلاف روش قبلی یعنی تخدیر، در این روش متخصصان جنگ‌های روانی باید شور و شوق تلاش و حرکت به سوی هدف مطلوب را در مخاطبان برانگیزند و عواطف و احساسات و رفتار آنان را تقویت کنند. برای مثال حسن دفاع از دین، وطن، نژاد و قوم و یا تقویت حس تنفر از دشمن متجاوز، مبارزه با ظلم و استثمار و... روحیه تلاش و حرکت بی‌وقفه به سوی هدف را در مخاطبان پرورش می‌دهد.

کارشناسان جنگ‌های روانی با بهره‌گیری از جوانب عاطفی و احساسی مخاطبان خود را تشجیع و آنان را برای نیل به هدف معینی تشویق می‌کنند. تبلیغات نازی‌ها و فاشیست‌ها برای انتشار ایدئولوژی خود و بالا بردن موفقیت و کاهش شکست‌ها از همین مقوله است.

حضور توده‌های میلیونی مردم انقلابی ایران در صحنه‌های مختلف انقلاب، جنگ با رژیم متجاوز عراق نمونه بسیار روشن تشجیع است که با هدایت علما و رهبران اسلامی در برهه‌های حساس حضوری فعال داشته‌‌اند.

-4- تطمیع:

مخاطبان برای دستیابی به هدف اصلی خود ناچارند بعضی از هدف‌های فرعی را فراموش و برخی امتیازات را رها کنند. متخصصان جنگ‌های روانی با شناخت و آگاهی از این مهم می‌کوشند اهداف قابل دسترسی و بی‌درد سرتری را به مخاطبان پیشنهاد کنند و یا برای آنان پاداش در نظر بگیرند. زیرا آز و طمع محرکی نیرومند است و بسیاری مواقع پاداش می‌تواند مخاطبان را به دگرگونی علایق، مقاصد و راهکارهایشان تشویق و آنان را تطمیع کند. گاهی به دنبال نتایج یک پاداش حساب شده و مفید دشمنان سابق به نیروهای بی‌طرف و یا به دوستان خوبی تبدیل می‌شوند.

متخصصان جنگ‌های روانی برای دستیابی به این منظور باید محرک‌های مناسب و کارآمدی را مورد استفاده قرار دهند. اعلام وعده‌های گوناگون به سربازان و مردم کشورهای درگیر از این مقوله است.

-5- روشنگری:

وظیفه اساسی کارشناسان جنگ‌های روانی در این روش ارایه حقایق و آشنا ساختن مخاطبان با اهدافی است که باید در پیش گیرند، به عبارت دیگر در این روش تلاش بر این است تا درک منحرف و نامتوازن مخاطبان با حقیقت همسان و هماهنگ شود. البته کارشناسان باید تحلیل و شناخت دقیق از اعتقادات، افکار، تمیلات و نحوه رفتار مخاطبان خود داشته باشند. زیرا در غیر این‌صورت امکان دارد پس از انتشار حقایق خلاف رفتار مطلوب نظر مجریان عملیات روانی از آنا بروز کند روشنگری دو ویژگی عمده همراه دارد، اول آنکه شرایطی را فراهم بکند تا مخاطبان خودی با آگاهی از حقایق در برابر تهاجم سیل شایعات و اکاذیب مقاوم شود و از طرفی تلاش دو چندان برای نیل به اهداف از خود به نمایش گذارند و در نتیجه پایداری آنان در برابر تهدیدات دشمن افزایش می‌یابد.

کارشناسان جنگ‌های روانی در رویارویی با دشمن می‌کوشند با بکارگیری این روش یعنی روشنگری در مخاطبانی که در جبهه دشمن هستند نسبت به رهبران سیاسی و نظامی آنان شک و تردید ایجاد کنند و به جو بی‌اعتمادی، بدبینی و دلسردی نسبت به اهداف در میان آنان دامن زده و در نهایت پایداری و تلاش ایشان در دستیابی به اهداف را ضعیف و سست کنند.

رهبر انقلاب یکی از راه‌های ایمن ساختن مردم در مقابل عملیات روانی و تهاجم تبلیغاتی دشمن را افزایش آگاهی صحیح مردم دانسته و می‌فرماید:

((اگر بتوانیم آگاهی صحیح و معرفت درست را پیرامون مسائل جهان و موقعیت جمهوری اسلامی به مردم بدهیم مردم را به معنای واقعی کلمه در مقابل با همه گونه تهاجمات تبلیغات و اقدامات بدخواهانه دشمن مصونیت بخشیده‌ایم.))

متخصصان جنگ‌های روانی می‌کوشند با وارد کردن ضربه‌های روانی و درونی پی در پی، مقدمه شکست بیرونی را فراهم آورند

-6- ارعاب و ایجاد ترس:

یکی از روش‌های موثر و کارآمد در بین نفرات دشمن که از دیرباز مورد استفاده طرف‌های درگیر و متخاصم بوده است، استفاده از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای درگیر به منظور تضعیف روحیه و سست ساختن اراده آنان است. در این روش متخصصان و مجریان جنگ‌های روانی ضمن تهدید و ترسانیدن مخاطبان با بهانه‌ها و دسیسه‌های گوناگون به آنان چنین القاء می‌کنند که خطرات و صدمات احتمالی و حتی قطعی فراوانی بر سر راه آنان کمین کرده است و آنچه که برای ایشان مهم و ارزشمند است در معرض خطر نابودی و ویرانی قرار دارد. متخصصان جنگ‌های روانی می‌کوشند آینده‌ای مبهم و تاریک و توام با سختی‌ها و مشکلات فراوان برای افراد دشمن و کسانی که تلاش دارند با دشمن همکاری کرده و یا او را مورد پشتیبانی و حمایت قرار دهند ترسیم کرده و به آنان تلقین کنند که توان و امکانات لازم برای دستیابی به اهداف خود را ندارند. به این ترتیب، متخصصان و مجریان جنگ‌های روانی می‌کوشند با تزریق و القای مفاهیم و پیام‌های مورد نظر خود، مخاطبان را به ترک لجاجت و دشمنی و در نهایت تسلیم و تمکین در برابر خواسته‌های خود وادار کنند. حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در این خصوص می‌فرماید: (( آمریکایی ها دارند اینگونه تبلیغ می‌کنند و وانمود می‌نمایند که اگر کشوری با آنها بد باشد تمام راه‌ها به روی او بسته خواهد بود.))

متخصصان جنگ‌های روانی می‌کوشند با وارد کردن ضربه‌های روانی و درونی پی در پی، مقدمه شکست بیرونی را فراهم آورند.


سازمان جنگ روانی انگلیس چگونه عمل می کند؟نگاهی به عملکرد سازمان IMP،

 

نویسندگان و روزنامه نگاران فقط یک اسم برای "اداره مطالعات و پژوهش‌ها " (IMP) می‌باشند و مطالب مورد نظر این سازمان با نام روزنامه نگاران منتشر می‌شود.
به منظور جلوگیری از نفوذ عقاید مختلف در سرزمین‌های وابسته به انگلیس در سال 1947 یکی از مدیران اطلاعاتی انگلیس، برنامه تبلیغات تهاجمی را به دولت ارائه داد.
وی پیشنهاد کرد که برای انجام جنگ تبلیغات تهاجمی، یک اداره خاص تشکیل شود و برای مخفی نمودن وجود آن، بودجه لازمه از محل بودجه سری دولت تامین گردد.
اداره جدید یعنی "اداره مطالعات و پژوهش‌ها " (IMP) دو هدف اصلی را تعقیب می‌نمود که یکی از آنها تهیه تبلیغات به اصطلاح خاکستری برای استفاده در خارج از کشور بود. این نوع تبلیغات دروغ‌های مستقیمی در برنداشتند ولی به دلخواه واقعیت‌هایی که در آن گنجانده شده بودند،دستکاری می‌شدند. این تبلیغات خاکستری متوجه کمونیزم یا هر مخالف دیگر سیاست انگلیس می‌شد.
IMP (اداره مطالعات و پژوهش‌ها) مناطق را بر اساس میزان غلظت تبلیغاتی‌ای که لازم داشت،‌تقسیم بندی نمود. نخستین هدف‌ها در اروپای غربی (از جمله فرانسه، ایتالیا و آلمان) در مرحله اول، آسیا و خاورمیانه از جمله ایران در تقسیم بندی دوم قرار می‌گرفتند و کشورهای بلوک شرق که به عهد آمریکایی‌ها گذاشته شده بود در مقام سوم قرار داشتند، این تقسیم بندی، روح متعصب استعماری و استکباری را در سیاست‌های عملیات پنهانی انگلیس به خوبی آشکار می‌ساخت.
دومین هدف مورد علاقه این اداره، آماده سازی افکار عمومی در خود انگلستان بود.
این اداره به منظور اجرای اهدافش کمک‌های فراوان مالی به احزاب انگلیس می‌نمود تا آنان را وارد عرصه توجیه کردن افکار عمومی نماید، گاهی این اداره اقدام به تهیه یک سری متن سخنرانی و نطق برای نمایندگان مجلس می‌نمود و به وسیله این دسته نمایندگان، فعالیت‌های مخالفین در مجلس و دولت را محدود می‌ساخت.
معمولا تمام مراکز دولتی و غیر دولتی، دارای بخش تبلیغاتی و روابط عمومی می‌باشند که غالب خط مشی‌های تبلیغاتی اداره مطالعات و پژوهش‌ها را به اجرا در می آوردند به طور مثال مسئول تبلیغاتی اتحادیه کارگری انگلیس موافقت کرده بود که از تبلیغات ضد کمونیستی آن اداره که برای پخش در خارج از کشور منتشر می‌شود در داخل کشور و در نهضت کارگران انگلیس نیز بهره گیرد.
گروه‌ها و افراد متعددی که متواری، پناهنده یا در انگلیس اقامت می‌کنند، زمینه بسیار حاصل‌خیزی را برای IMP فراهم می‌کنند تا از میان آنها منابع مفید خود را انتخاب نمایند.
مطالب تهیه شده در IMP به طور مستقیم و غیر مستقیم توسط این گونه منابع در کلیه نشریات منتشر می‌گردد. این گونه مطالب به تمامی افسران و ماموران اطلاعات در همه هیات‌های سیاسی خارج از کشور نیز ارسال می‌گردد. (منظور، ماموران اطلاعاتی مستقر در سفارتخانه‌ها و کنسول‌گری‌های انگلیس در سراسر جهان می‌باشند که پوشش سبک استفاده می‌نمایند).
کارمندان این اداره از ترکیبی مخلوط و عجیب به وجود آمده‌اند که در میان آنها اکثر ملیت‌ها می‌توان افرادی را شناخت این افراد شامل ماموران اطلاعاتی و عملیاتی انگلیسی و غیر انگلیسی که به نوعی در خارج از کشور شکست خورده یا لو رفته‌اند می‌باشند. این اداره به محل خوبی برای گذراندن ایام استراحت ماموران MI-5 - MI-6 و حتی SAS شده که در خاتمه خدمتشان تطهیر شوند.
مخفی کاری چنان بر این اداره حکم فرما بود که حتی خود کارمندان IMP فکر می‌کردند، آن طور که از نام آن اداره بر می‌آید مشغول انجام پژوهش و مطالعه هستند.
رابطه MI-6 بسیار نزدیک و تو در تو می‌باشد، این اداره در تمامی ملاقات‌ها و جلسات ارتباطی و اطلاعاتی MI-6 و حتی CIA در سراسر جهان حاضر بوده و حتی در مقطعی رئیس اداره IMP به ریاست MI-6 انتخاب شد.
IMP در ابتدای کار حدود 300 تا 400 عضو داشت و به مرور گسترش فوق العاده‌ای پیدا کرد. این اداره به بخش‌های منطقه‌ای (مانند بخش‌های منطقه‌ای وزارت خارجه MI-6 و بخش‌های ویژه) در رابطه با مسائل خاص تقسیم می‌شود. IMP علاوه بر دفتر مرکزی که در لندن مستقر است، مامورانی در سفارتخانه‌های انگلیس دارد که منافع آن را تامین می‌نمایند.
اطلاعات این اداره به روزنامه نگارانی داده می‌شود که توسط مقامات، قابل اعتماد تشخیص داده شده و در غیر این صورت از راههای دیگر (غیر مستقیم) و با امضاء منابع موجه، مطالب جهت انتشار به نشریات منتقل می‌گردند.
نویسندگان و روزنامه نگاران فقط یک اسم برای اداره مطالعات و پژوهش‌ها می‌باشند که با امضاء آنان مطالب مورد نظر اداره انتشار می‌یابد. شرکت‌ها و مؤسسات تحقیقاتی خصوصی یا رسمی مستقیما ناشر افکار اداره می‌باشند و ناخواسته‌ مورد بهره برداری قرار می‌گیرند و یا منابعی در آن شرکت‌ها، به استخدام اداره IMP در می‌آیند.
سرمایه داران و صاحبان صنایع که به طور غیر مترقبه علاقه مند مطالعات و تحقیقات می‌شوند، کسانی هستند که به نوعی در دام این اداره گرفتار می‌شوند، تا مستقیم و غیر مستقیم از نشریات مختلف،‌حمایت مالی نمایند.
این اداره دارای نشریات متعددی از جمله یک نشریه سری است که برای استفاده مقالات سطوح بالای جهان مانند سران کشورها و وزراء کابینه‌ها و شخصیت‌ها تهیه می‌گردد و هیچ یک از مطالب آن قابل انتشار نمی‌باشد. نشریات توجیهی دیگری نیز در بین کارمندان و هیات‌های سیاسی انگلیسی در سراسر جهان توزیع می‌شود که آنها یا رابطین معین آنان، مطالب را به نحوی به سردبیران، شخصیت‌ها، مسئولان مرتبط و غیر مرتبط حوزه ماموریت خود منتقل می‌نمایند تا به عنوان دانش،‌زمینه‌‌ای برای فعالیت‌های عمومی آنان باشد، موفقیت عملیات تبلیغات تهاجمی، به فعالیت‌ نمایندگان اداره IMP بستگی تمام دارد.
خط رایج و محبوب اداره مطالعات و پژوهش‌ها این است که به رهبران، شخصیت‌ها و در مجموع به اهداف خود بر چسب های گوناگون بزند زیرا معتقد است که با این روش، آنان قدم‌های بعدی اداره مطالعات و پژوهش‌ها را سرعت خواهند بخشید و همچنین اداره را در موضع تبلیغات تهاجمی قرار خواهند داد، از این رو، به طور مستمر و مداوم MI-6 معمولا اطلاعات تهیه شده را در پوشه‌هایی قرمز با طبقه‌ بندی به کلی سری به این اداره ارسال می‌دارد.
برای انجام عملیات و جنگ روانی (تهاجم تبلیغاتی)،‌ پس از طراحی و تعیین اهداف در اداره مطالعات و پژوهش‌ها ، انجام طرح معمولا بدین گونه است که یک روزنامه نگار مورد اعتماد (در موارد مستقیم) یا یک منبع را وادار می‌نمایند با نفوذی که بر روزنامه نگار یا یک روزنامه دارد (در موارد غیر مستقیم) مطالب تهیه شده در اداره مطالعات و پژوهش‌ها را بدون یک کلمه کم و زیاد به اسم خود به چاپ برساند.
سپس این اداره، مطلب چاپ شده را به عنوان خبر و شایعه یا گزارش به تمامی مطبوعات کشورهای جهان به طور مستقیم یا غیر مستقیم ارسال می‌دارد و یا گاهی خود روزنامه‌ها پس از انتشار مطالب، متن آن را در اختیار خبرگزاری‌ها و سایر نشریات قرار می‌دهند.
اداره مطالعات و پژوهش‌‌ها هر سال بودجه زیادی برای روزنامه‌ها و نشریات خارجی که با مشکلات مالی رو به رو هستند هزینه می‌نمایند.
از اقدامات دیگر اداره مطالعات و پژوهش‌ها، استخدام گسترده نویسندگان و روزنامه نگاران و سایر افراد غیر حرفه‌ای می‌باشد. آنها پس از استخدام، مدتی در اداره مطالعات و پژوهش‌ها به تحقیقات می‌پردازند و سپس با توصیه این اداره به استخدام روزنامه‌های مختلف در سراسر جهان در می‌آیند.
آنها پس از استخدام، در سرویس‌های خبری و مطبوعاتی روزنامه مشغول کار می‌شوند و با ارتباط بسیار پنهان خود با اداره مطالعات و پژوهش‌ها، از پوشش بسیار طبیعی خود به نفع اداره بهره می‌گیرند و مقالات مورد نظر را با نام خود در روزنامه به چاپ می‌رسانند - بدون این که سردبیر و مدیر مسئول روزنامه از ماخذ آن مقالات مطلع باشد - اکثر این افراد ضمن دریافت حقوق از روزنامه، مبالغی نیز از اداره مطالعات و پژوهش‌ها دریافت می‌دارند.
پس از مدتی هر کدام از این افراد نقش موثر و کلیدی در روزنامه پیدا خواهند کرد، به طوری که این روزنامه نگاران آماتور پس از مدتی می‌توانند مسئولیت‌های اصلی روزنامه‌ را بر عهده بگیرند و از طریق آن، روزنامه را به طور غیر مستقیم به شعبه‌ای از IMP تبدیل نمایند.
IMP بارها مشترکا به MI-5 - MI6 برنامه‌های تهاجم تبلیغاتی علیه اهداف مشخص داشته است. اضافه بر نفوذ گسترده در مطبوعات و نشریات، صحنه کتاب نیز از این نفوذ مصون نمانده است.
این اداره از هر گونه کتاب و نشریه‌ای که نزدیک به مقاصد تبلیغاتی آنان باشد حمایت می‌کند، کتاب قلعه حیوانات نوشته جرج اورول و کتاب تاریکی در ظهر نوشته ارتورکستلر و داستان‌ها و رمان‌های مصوری مثل "من منشی خانم مائو بودم " یا کتاب "آیات شیطانی " نوشته "سلمان رشدی " و هزاران کتاب دیگری که چاپ شده یا در دست چاپ می‌باشد، برای چاپ به شکل تبلیغاتی و پاورقی در نشریات و روزنامه‌ها به سراسر جهان ارسال می‌گردد.
یکی دیگر از عملیات و جنگ‌ روانی (تبلیغات تهاجمی) IMP، دامن زدن به وحشت بین المللی می‌باشد.
ایجاد ترس و وحشت و نگرانی از حوادث غیر مترقبه سیاسی یا سوانح طبیعی از زمره کار‌های روزمره بخش شایعه (کوک) این اداره می‌باشد. این اداره توجه خاصی را به خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها معطوف می‌دارد.
در درجه نخست تلاش می‌کند که منابع مذکور، در روزنامه‌ها حضور فعال داشته باشند و مقالات آنان را چاپ کرده و از ناحیه روزنامه در اختیار رسانه‌های گروهی کشورها قرار دهند.
مشابه این توافق با روزنامه دیلی اکسپرس ،‌دیلی تلگراف،‌ روزنامه فایننشال تایمز و چندین روزنامه و نشریه دیگر منعقد شده است که آنها نیز زیر نظر یکی از شرکت‌های وابسته به IMP می‌باشند.
کمک به راه اندازی یا حمایت از خبرگزاری‌های انگلیس و کشورهای دیگر یا نفوذ در آنها، یکی دیگر از راه‌های انتشار تبلیغات تهاجمی اداره مطالعات و پژوهش‌های انگلیس می‌باشد.
در زمان تشکیل IMP سازمان MI-6 نیز ضمن نفوذ در خبرگزاری‌ها نسبت به حمایت مالی آنان اقدام می‌نمود و از آنان برای انجام مقاصد پوششی خود بهره برداری می‌کرد. نفوذ در آنها را تا جایی گسترش می‌داد که گاهی نقش اصلی مدیران طراز اول آن خبرگزاری‌ها را به انجام می‌رساند که به مرور با حفظ عوامل، مسئولیت به اداره مطالعات انتقال می‌یافت که ضمن استفاده از مقاصد پوششی برای سازمان MI-6 مقاصد تبلیغاتی تهاجمی را به اجرا در می‌آورد.
به طور قطع می‌توان اذعان داشت که نسل جدید خبرگزاری‌های تازه تاسیس در آسیا و خصوصا کشورهای عربی تماما توسط کارشناسان اطلاعاتی اداره IMP راه اندازی یا در کنترل اطلاعاتی آنان قرار گرفته‌اند.
خبرگزاری‌ عربی (قاهره)، خبرگزاری هند و پاکستان، آفریقا و کشورهای حوزه خلیج فارس ، همه این خبرگزاری‌ها خیلی نزدیک به سیاست‌های اداره مطالعات و پژوهش‌های انگلیس عمل می‌نمایند.
به عبارتی دیگر این رسانه‌ها به مرور به ابزاری برای جنگ روانی (تبلیغات تهاجمی) انگلیس تبدیل شده‌اند یا در حال آلودگی به این فریب بزرگ و جنگ بزرگ جهانی انگلیس می‌باشند.
آژانس‌های خبری‌ وابسته، به مثابه یکی از بزرگترین و موثرترین خبرگزاری‌های خاورمیانه هستند که در برگیرنده سرویس های خبری به زبان‌های انگلیسی و عربی در دمشق، بیروت، بغداد، بیت المقدس و کشورهای عربی دیگر و حتی BBC بوده و از اخبار آن استفاده می‌نمایند. این خبرگزاری‌ها در تهاجمات تبلیغاتی انگلیس کمک ذی قیمتی برای این کشور بوده و نقش مهمی را ایفاء می‌نمایند و با استفاده از کمک‌ها و سوبسیدهای IMP قادرند ضمن اداره خبرگزاری، اخبار خود را به توصیه‌ این اداره، ارزان‌تر و حتی در مواردی مجانی در اختیار نشریات و روزنامه‌ها و رسانه‌های جمعی قرار دهند، بیشتر این سوبسید‌ها به حساب منابع، عوامل و مدیران این خبرگزاری‌ها واریز می‌گردد.
IMP در تهاجم تبلیغاتی توجه زیادی به کتاب دارد.
هر ساله تعداد زیادی از کتاب‌های مختلف به سفارش IMP تالیف و چاپ می‌گردند. تعداد زیادی شرکت انتشاراتی در انگلستان و خارج از آن نیز با این اداره در زمینه‌ چاپ کتب همکاری نزدیک دارند. سازمان CIA یکی از مشتریان پول دار این شرکت‌های انتشاراتی می‌باشد و غالبا یک دوره تیراژ به سفارش CIA تهیه و در اختیار این سازمان برای توزیع قرار می‌گیرد. CIA در نزدیک به هشتاد و پنج کشور نمایندگی فرهنگی دارد که هر یک از آنها هزاران خواننده را پوشش می‌دهد.
حمایت از نویسندگان کشورهای مختلف که مشابه اهداف اداره مطالعات و پژوهش‌ها، کار تحقیقی و تالیفی انجام می‌دهند از جمله حمایت‌های غیر مستقیم این اداره به شمار می‌رود. کتاب "آفریقا بین غرب و شرق " که توسط یک روزنامه نگار جوان غنایی به نام "دومگا " تالیف شده است، بارها به سفارش اداره IMP و توسط شرکت‌های انتشاراتی چاپ توسط ماموران CIA و IMP در سراسر آفریقا و آسیا و حتی اروپا توزیع گردیده است.
IMP به دلیل گسترش روز افزون خود در عرصه تبلیغات تهاجمی، به سیستمی عظیم در زمینه مبارزه با شورش‌ها در جهان در آمد و در نتیجه مسئول "صندوق مالی تبلیغاتی تهاجمی ضد شورش " یکی از مراکز مهم مالی می‌باشد که از سوی انگلستان برای عملیات تبلیغاتی ضد شورش و عملیات و جنگ روانی علیه شورش تاسیس گردیده است.
اضافه بر این موفقیت IMP توانست شرایطی را به وجود آورد که در پی آن، سازمان‌های اطلاعاتی موظف شوند خود را با تلاش‌ها و فعالیت‌های تبلیغاتی هماهنگ کنند که قبلا عکس این شرایط حاکم بود.
اداره مطالعات و پژوهش‌ها (IMP)در کنار فعالیت‌های تبلیغاتی تهاجمی، "انستیتوی مطالعات بحران‌ها " (ISC )را تاسیس نمود که توانایی برآورد، پیش بینی و مبارزه با بحران‌های گوناگون را در اداره تقویت نماید. موسسه مطالعات بحران‌ها ISC در اوج کار خود بیش از250 مرکز تحقیقاتی، امنیتی در زمینه بحران‌ها را پشتیبانی می‌کرد و از آنان اطلاعات روزانه دریافت می‌نمود. یک شرکت بزرگ انتشاراتی فقط تولیدات ISC را چاپ و منتشر می‌کرد و در اختیار موسسات فوق قرار می‌داد.
موسسه مطالعات بحران‌ها ISC تاکنون کمک‌های شایانی به CIA برای تهیه برنامه‌های ضد شورش و ضد بحران و ضد تبلیغات نموده است و می‌رود تا یکی از معتبرترین موسسات در این زمینه شود.
روابط و تماس‌های بسیار گسترده‌ ISC با موسسات پلیسی و نظامی انگلیس و سایر کشورها و استفاده آنان از مطالعات بحران‌ها (تولیدات این مؤسسه) سبب شد که مؤسسه مطالعات بحران‌ها ISC اصلی ترین محور برنامه‌ریزی در زمینه‌ برنامه تبلیغات تهاجمی ضد شورش و تروریزم گردد و کتب این موسسه به عنوان کتاب درسی در دانشکده‌های پلیس و دفاع ملی تدریس گردد.
بافت کلی IMP و مؤسسات وابسته آن مانند ISC از یک بافت آکادمیک - دیپلماتیک - اطلاعاتی و نظامی تشکیل شده است؛ بدین گونه که یک رئیس اطلاعاتی، یک معاون تبلیغات تهاجمی ضد شورش نظامی (اطلاعاتی عملیاتی)، یک معاون دیپلمات، گروهی از دانشگاهیان و کارمندان متعددی از ملیت‌ها و کشورهای مختلف با توانمندی‌های تخصصی، گوشه‌ای از بافت عجیب و گوناگون اداره مطالعات و پژوهش‌ها و مؤسسات وابسته به آن را نشان می‌دهد. این چرخه از اشخاص مطلع نسبت به مکانیزم تبلیغات تهاجمی، IMP را یک بخش بسیار با نفوذ می‌سازد.
اضافه بر موسسه فوق، "اداره اطلاعات کشورهای خارجی " OID زیر نظر IMP تشکیل گردید.
این اداره اکثر کارهای اجرای IMP از جمله ارسال اخبار به گروه خاصی از روزنامه نگاران و اضافه بر آن به منظور هماهنگ نمودن فعالیت‌هایی اجرایی در کشورهای مختلف را به عهده گرفت. این اداره ارتباط نزدیک‌تری با وزارت خارجه برقرار نمود تا با کمک کارشناسان آن وزارتخانه، توجیهات کلی سیاست انگلیس در جهان و تبلیغات تهاجمی را هدایت نماید.
منبع: کتاب سازمان‌های اطلاعاتی
نویسنده: رضا عاصف
ناشر:دانشکده و پژوهشکده اطلاعات و امنیت



منبع: خبرگزاری فارس:

عزیز ایران

آقای رئیس جمهور! این سطرها را من و باشم و آقا...


آقای رئیس جمهور!

این سطرها را من باشم و سید علی ملک خراسانی دل ها، تو خواستی بخوانشان!

هوای بارانی قلمم می خواست آفتابی باشد برای حضرت آفتاب! آفتاب می خواهم، اما در واژه هایم چه بی رنگ جان می گیرد! آفتابگردان می خواستم، اما حالا دانستم که گل ها همه آفتابگردان نیستند!

کجایند آفتابگردان ها که آفتابمان، باران می بارد؟ ما اهل کوفه هستیم؟

کجایند آفتابگردان ها که حضرت آفتاب، باران شده است!

دختر آفتابگردان! پسر آفتابگردان!

سطرهای من با توست، تویی که روزی به سطری شاعری برایت شعر شد:

« تویی آن دعای خورشید که مستجاب گشتی» راستی شاعر راست می گفت؟

پشت کدام حصار شب، جا مانده ای که آفتابت...

پشت کدام حصار شب، ستاره چینی ات به گل نشسته که آفتابت...

دختر آفتابگردان! پسر آفتابگردان!

نکند ستاره هایت، کاغذی باشد و کاردستی شب و تو جامانده از آفتابت...

دختر آفتابگردان! پسر آفتابگردان!

چشم هایت پشت کدام عینک آفتابی، جا مانده از آفتاب؟

آفتاب نمی خواهی؟ مگر تو گل آفتاب نبودی؟ تویی که خواستی آفتاب بچینی؟ تویی که خواستی شب را خط بزنی؟ ماه تویی؟

دختر آفتابگردان! پسر آفتابگردان!

« باور مکن که ابر...

باور مکن که باد...

من می شناسم این همه نیرنگ و رنگ!»

دختر آفتابگردان! پسر آفتابگردان!

عینکت را بردار! گلبرگ هایت، رنگ پریده اند! نکند خار شده باشی!! خار به چشم آفتاب!

قرارات با خورشید که یادت هست؟ گفتی آن قدر آفتابگردان می مانم، می مانم و می مانم و می مانم تا آفتاب شوم!

اما دختر آفتابگردان! پسر آفتابگردان!

رنگ گلبرگ هایت را باران شسته! سایه نشین شده ای؟

کجایند آفتابگردان ها که حضرت آفتاب، حضرت باران شده است!

« ببخشای ای روشن عشق، بر ما ببخشای»

حضرت باران!

بگذار این سطرها را من باشم و قلمی که شوق نوشتنش شکسته و بی تاب، واژه می شکند!

قلمی که می نویسد باران! تو بخوانش باران!

حضرت باران!

بگذار این سطرها را من باشم و حضرت آفتابی که قلمم بارانی اش شده!

قلمی که می نویسد باران! تو بخوانش باران!

حضرت باران!

بگذار این سطرها را من باشم و دلتنگی هایی که نقطه سرخط می شوند، دلتنگی هایی که حبس

قلم اند و من نانوشته می نویسمشان و تو نانوشته می خوانی شان!

حضرت باران!

این جا به سطرها باران می بارد و خیس می نویسم از نعلین های ساده ای که لای اطلسی های

باران خورده، چکمه های پرزرق و برق شب را جا  گذاشت و عکسش که به حوض اطلسی ها

می افتاد، ماه می شد برای ماه شب چهارده که با باله ماهیان قرمز رقص آب می کرد و خورشید اسمش امام بود! امام...

حالا این روزها دختر آفتاب گریز و پسر شب پناه نسل غبار و غبر و غروب و غربت، ماه را...

تو گویی می شود؟

حضرت باران!

می خواهم این سطرها را باران بنویسم، تو بخوانش باران!

قلم، واژه نیست. قلم باران است و من بارانی اش!

حضرت باران!

می خواهم این سطرها را من باشم و...

من باشم و...

من و آقا!

آقا! من...

من...

آقا! من...

می خواهم آفتابگردانت باشم! دخترآفتابگردان! گل خورشید! و تو آفتابم...

من آفتاب می خواهم، عینک آفتابی ندارم! از نسل غبار و غبر و غروب و غربت نیستم!

از نسل آفتابم! از نسل تو!

خنده می تابی دوباره حضرت آفتاب؟

آفتاب می تابی دوباره حضرت باران؟

خنده می تابی بر بی تابی باران خورده ام؟

خنده می تابی بر بی تابی یاس ها، نرگس ها، زنبق ها، ساراها، فاطمه ها، شیماها، مهدی ها، محمدها، آرمان ها، بابک ها، علی ها...؟

حضرت آفتاب!

این ها همه آفتابگردانند، وقتی تو آفتاب باشی!

(برداشتی از قلم دلنشین www.azizeiran.blogfa.com)


بسیج

سردار صفوی:در آشوب‌ها اگر بسیجیان نبودند امنیت برقرار نمی‌شد

سردار سرلشكر پاسدار سیدیحیی رحیم صفوی با حضور در مراسم بزرگداشت هفته بسیج مستضعفین در محل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی كه از سوی بسیج این مجمع برگزار شد، اظهار كرد: هفته بسیج یادآور امام عظیم‌الشان، حكیم و دوراندیش و الهی است كه با آن فرمان عجیب‌شان در سی سال قبل یعنی 5 آذر 58 فرمان تشكیل بسیج مستضعفان را صادر كردند. امامی كه با آن عظمت فرمود من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‌خورم.

وی خاطرنشان كرد: هفته بسیج یادآور عاشقانی است كه با جانفشانی این كشور را از امواج طوفان‌های جهانی عبور دادند و یادآور رادمردانی است كه با نثار خون‌شان از اسلام و انقلاب، كشور و این ملت دفاع كردند؛ بسیجیانی كه جمع اضداد بودند و عقل، عشق و جهاد را در عرصه میدان عملا نشان دادند.

وی افزود: آن‌ها نشان دادند كه مجاهدان عارف هستند و با عقل، فهم و درایت قوی‌ترین طرح‌ریزی‌های عملیاتی را برای پیروزی در میدان تدبیر و تفكر به اجرا درمی‌آورند و در میدان عشق‌بازی با خدا و اولیای خدا هم در راه جان دادن برای اسلام شجاعت را با عرفان و عقلانیت درآمیخته‌اند.

مشاور عالی فرماندهی كل قوا با بیان این‌كه " جنگیدن كار عاقلانه‌ای نیست و عقلا اهل جنگ نیستند" در عین حال یادآور شد: لكن بحث دفاع كه پیش بیاید آن وقت است كه قبل از عملیات والفجر 8 وقتی خدمت امام رسیدیم، پس از آن‌كه بیش از نیم ساعت در خصوص طرح‌ریزی عملیات به ایشان گزارش دادیم و موانع عملیات را گفتیم، آن امام بزرگوار با آن عظمت و سن بالا همه صحبت‌های ما را گوش دادند، فرمودند "اصلا فرمانده كل قوا خدا است و آن خدایی كه به شما واجب كرده است نماز بخوانید، همان خدا به شما امر كرده كه دفاع كنید، بروید و مطئمن باشید كه پیروزید." وقتی امر ولی فقیه، امر رهبر و امر جانشین امام زمان (عج) می‌رسید، دیگر بسیجیان دل به دریا می‌زدند.

وی با بیان این‌كه " بسیجیان اگر در جنگ نبودند این جنگ به پیروزی نمی‌رسید" اظهار كرد: محورهای پیروزی‌های ما دلاورمردی‌های بسیجیان و صبر و استقامت زنان و مردان و فرزندان و حمایت ملت بسیجی ما بود. هشت سال جنگ نشان دهنده ظرفیت بسیجی ملت ماست. در هشت سال دفاع مقدس نور خدا بر این كشور متجلی شده بود و هر كسی به اندازه وسع خود از آن می‌گرفت. بعضی‌ از بسیجیان و ارتشیان و پاسداران نور گرفتند و شهید شدند و بعضی‌ها هم قلب‌های‌شان آن‌قدر سیاه بود كه از كشور فرار كردند كه مبادا آسیبی ببینند.

صفوی گفت: من در هفته بسیج جمله‌ای را كه اعتقادم بود را گفتم و آن این است كه بسیج و بسیجیان در انقلاب اسلامی و ایران یكی از اركان قدرت ملی جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی هستند.

وی خاطرنشان كرد: عوامل قدرت ملی هر كشوری جمعیت، تركیب ملت، سطح آموزش، رفاه، نخبگان، نهاد اجتماعی، طرح فكر مردم، علایق ملی، خصوصیات ملت مثل شجاعت، هوشمندی، وسعت سرزمین یك كشور، داشتن عمق استراتژیك، منابع طبیعی، ملاك‌های زیستی یك كشور است. ساختار حكومت‌ها، كارآمدی مدیران، مقبولیت عمومی، كیفیت رهبران سیاسی، سلامت عملكرد مدیران و مسوولان یك كشور، قانونگرایی در یك كشور، قدرت دفاعی و نظامی یك كشور و كمیت و كیفیت نیروهای دفاعی آن است كه منظور از كمیت تعداد نیروها و منظور از كیفیت انگیزه‌ی نیروهای مسلح و آموش نیروهای دفاعی است. لجستیك، داشتن دكترین استراتژی نظامی، سیستم اطلاعاتی، وجود پایگاه‌ها و شركای استراتژیك، اقتصاد كشور، روابط خارجی دولت‌ها و ملت‌ها، تجارت بین‌المللی، روابط فرهنگی و روابط سیاسی آن‌ها از جمله عوامل قدرت ملی هستند.

وی گفت: من در این عوامل قدرت ملی به جمعیت یك كشور می‌پردازم؛ ما به لطف خداوند متعال یك ملت 70 میلیونی داریم و اگر از این جمعیت، چندین میلیون آن‌ها بسیجی باشند آن كشور آسیب‌ناپذیر است. آن بسیجی كه امام فرمودند من افتخارم این است كه یك بسیجی هستم و مقام معظم رهبری نیز فرمودند بسیجی یعنی علی(ع) كه همه عمرش را وقف اسلام كرد و امیدوارم كه ایران پایتخت امیرالمومنین (ع) و شیعیان جهان و قلب جهان اسلام و مركز اسلام ناب محمدی (ص) باشد.

دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا اظهار كرد: فلسفه و ضرورتی كه بسیج را تشكیل داد، به قوت خود باقی است. بسیج یك نیروی دفاع همه‌جانبه برای ایران اسلامی است.

وی با اشاره به زیاد بودن ظرفیت تهدید علیه كشور ما افزود: خطرات علیه كشور ما خطرات فرامنطقه‌ای است. دیگر هیچ كشور همسایه‌ای به تنهایی علیه ما خطری نیست، خطر آمریكایی‌ها و قدرت‌های بزرگ هستند. در این شرایط نیروهای موظف ما به تنهایی در مقابل آن خطرات بزرگ نمی‌توانند هم دفاع از كشور بزرگ ما، منافع ملی ما و اهداف و آرمان‌های ما بكنند و این ظرفیت بسیج 12 میلیونی كه هم‌اكنون ما داریم و به یاری خداوند بسیج 20 میلیونی تشكیل خواهد شد؛ پشتوانه دفاع همه‌جانبه از كشور، ملت و پشتوانه دفاع از امنیت ملی و منافع ملی ما است. اگر یك ملتی 10 الی 12 میلیون بسیجی با تفكر صحیح و قلب‌ها و انگیزه‌های جهاد در راه خدا در قلب‌های‌شان تلالو بزند، داشته باشد آن كشور دیگر آسیب‌ناپذیر است ولی اگر یك روحیه تسلیم و روحیه‌ تسلیم‌پذیری در آن‌ها به وجود بیاید دشمن طمع می‌كند.

وی ادامه داد: بسیجیان ما امنیت ملی را تضمین می‌كنند، هم‌اكنون هم فكر می‌كنید شهید شوشتری برای چه به شهادت رسید؟ برای این‌كه ایشان یك امنیت مردمی پایدار در سیستان و بلوچستان طراحی كرد تا هر قبیله و طایفه‌ای در منطقه خود و با نیروهای خود از منطقه خود دفاع بكند و بسیجیان هر طایفه‌ای را آموزش می‌داد كه در منطقه خود نگذارند اشرار و قاچاقچیان وارد آن منطقه شوند و ایشان برای تشكیل یك امنیت مردمی پایدار داشت اقدام می‌كرد و دشمنان خبیث و دانای ما از آن سوی مرزها فهمیدند ایشان چه طرحی را پیاده می‌كنند.

صفوی خاطرنشان كرد: امنیت این كشور بزرگ ما در كردستانات و در شمال غربی كشور ما از مرز تا شهرها توسط بسیجیان كرد و آذری برقرار می‌شود و باید بدانیم كه گردان‌های الزهرا در كردستان برای خود یك قدرتی هستند.

وی اظهار كرد: در تهران بسیجیان ما تضمیمن كننده امنیت آن هستند؛ در این آشوب‌ها اگر بسیجیان نبودند امنیت برقرار نمی‌شد. در میدان بسیج سازندگی نیز تا این تاریخ 10 میلیون نفر ساعت بسیجی مشغول مدرسه‌سازی و ساخت آب‌بند، سیل‌بند و دفع آفات كشاورزی هستند و من خود نیز در سیستان و بلوچستان شاهد بودم كه بیمارستان بزرگی توسط این افراد احداث شده است كه مراجعات بسیاری به آن می‌شود.

وی افزود: ‌در میدان علم و فناوری بسیجیان ما در صحنه هستند و من از شما سوال می‌كنم كه اگر بسیج جهان اسلام تشكیل شود آیا اشغالگران فلسطین اشغالی و عراق و افغانستان می‌توانند سرزمین‌های اسلام را این‌گونه اشغال كنند و روزانه مسلمانان اینچنین كشتار كنند.

دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا ادامه داد: نجات و آزادی فلسطین اشغالی، عراق و افغانستان مظلوم، دفاع از سرزمین‌های اسلامی و دفاع از منافع كشورهای اسلامی در گرو تشكیل بسیج جهان اسلام است. اگر بسیج جهان اسلام تشكیل شود، دیگر قدرت‌های سلطه‌گر ظالم نمی‌توانند بر منابع بلاد، منافع و جان‌های مسلمین تسلط پیدا كنند. به امید روزی كه بسیج جهان اسلام در كشورهای اسلامی شكل بگیرد.

به گزارش ایسنا، سردار صفوی پس از سخنان خود به ایراد خاطراتی از دوران حضور خود در هشت سال دفاع مقدس پرداخت و در پایان جوایزی به 11 تن از بسیجیان مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی از سوی وی و آیت‌الله تسخیری دبیركل این مجمع اهداء شد.

مرد بارانی

آقای رئیس جمهور!

این روزها چفیه ها دانه دانه بارانی می شوند، چفیه های چهارخانه سفید و سیاه!

هر دانه باران، مهمان یکی از خانه هاست.

این روزها چفیه ها گردن آویزی شده اند بر گردن های بارانی، شاید گردن آویزی بارانی!

تو که مرد بارانی همین راهی! من چه می گویم...

مرد بارانی کبوترانه هایی که از اهالی ۵ آذر است...

از همان پنجاه و هشتی ها تا هشتاد و هشتی ها!

از همان آدم های بارانی که رنگ خاکشان را باران شسته و حالا بارانی تر از همیشه!

آقای رئیس جمهور!

یک بسیج بارانی بودن، زیر نم نم نم دانه هایش قدم بارانی زدن، از باران گفتن و شنیدن، همسایه دیوار به دیوار باران شدن آن هم بی بارانی های باران خورده با همان پوتین های شسته از خاک بارانی شنیدنی است و دیدنی، نه به چشم خیس آسمان و گوش تر زمین! شنیدنی به عشق و دیدنی به عاشقی.

آقای رئیس جمهور!

بسیجی بارانی تا زیر شرشر باران مردی که قامتش شقایق بسته بر باران‌‌ گفته های ابر دانه های سپیدآبی، شنیدنی است و دیدنی، نه به چشم خیس آسمان و گوش تر زمین! شنیدنی به عشق و دیدنی به عاشقی.

همان سید علی که از طایفه باران است و هرکه باران خورده اش به رنگین کمانی می نشیند که هفتاد رنگ به آسمانش نقاش می شود.

همان سید علی که باران می شود بر غنچه واژه بسیج تا بشکوفد به شکوه گل و به عطر نشیند از آن سال تا این روز!

همان سید علی که می بارد بر...

تو بگو!

بر چه؟

شاید به نگاهی که نگاهش آرام باران است و بارانی قصه می بارد! بارانی غصه می بارد! بارانی شوق می بارد! شوق یک پر...

بارانی می بارد! بی ابر و آسمان!

آقای رئیس جمهور!

تو که باران خورده اش هستی! خیس خیس! بی چتر! با همان گردن آویزی که دانه دانه باران به چهار خانه سفید و سیاهش نشسته و تو را مرد بارانی این راه بارانی کرده است آن قدر که رنگین کمانش مال تو باشد، با همان هفتاد رنگ!

می گویم راه بارانی! آخر سطری می گفت: بسیجی را به خاک آشناست.

اما من می گویم: مهر باران این سال ها خاکش راشسته و به بارانش مهمان ساخته، آن قدر تا مردان خاکی آن روزها، مردان بارانی این روزها باشند. باران باشند به باریدن بارانه ها، بارانه هایی برای این خاک که بوی نم دانه ها می دهد.

آقای رئیس جمهور!

تو که مرد باران خورده این روزها و آن روزهای به باران نشسته ای، ببار تا از بارشت، کاسه اطلس اطلسی ها به قطره ای مهمان شود، قطره ای که از ساتن آبی آسمان همان مردی می بارد که از طایفه باران بود و تو باران خورده اش.

قطره ای که از چهارخانه های سفید و سیاه آن گردن ها می بارید! گردن هایی که افراشتگی اش چون سرو از گردن آویزهای پارچه ای به خاک نشسته بود. همان که گاه هم شهادت می بارید

و چهارخانه های سفید و سیاه حالا گل داشتند. سرخ سرخ...

گفتی به خاک نشسته؟ خاک؟

می گویم نمی شود خاک را از چفیه های گل دار، از قامت های شاید خم،سربندهای بند شده بر سر، سجاده های سجده های خاک نشین و  شقایق های غلتیده بر شط خون گرفت. حتی وقتی که

باران خورده باشند! خاک باران خورده!

آقای رئیس جمهور!

می خواهم بگویم:

اهالی باران و خاک...

اهالی...

قلمم هیچ نمی داند. چه بگوید؟ اهالی چه؟ نمی دانم!

تنها می خواهم زیر بارانش بمانم!

بمانم و بمانم و بمانم...

ببارد و ببارد و ببارد...

و بر من ببارد که اگر به خاکش غریب بودم، آشنای بارانش باشم! بارانی اش شوم.

آقای رئیس جمهور!

اگر تو بباری، خاک و بارانش با هم است.

من خاکی و بارانی می شوم با سهمی از ریز دانه ها و نم دانه ها!

همسایه باران و خاک!

اهل همین باران و خاک! 

روایتی از قلم زیبا و بی بدیل:www.azize-iran.blogfa.com

یک پیش گویی

پیش گویی های (شگفت انگیز)شاه نعمت اله ولی(1)

 

قدرت کردگار می بینم /حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم/ بلکه که از کردگار می بینم
روز شنبه زشهر ذوالقعده/ تن او بر مزار می بینم(2)
شه چو بیرون روز زجایگاهش/ شه دیگر به کار می بینم(3)
چو فریدون به تخت بنشیند/ پسرانش قطار می بینم
علمای زمان او دائم/ همه را تار و مار می بینم
هست فصل حجاب در عهدش /فصل را بی تبار می بینم(4)
چون دو ده سال پادشاهی کرد(5)/ شهیش را کنار می بینم
پسرش چون به تخت بنشیند(6)/ بوالعجب روزگار می بینم
غارت و قتل مردم ایران /دست خارج به کار می بینم
اعتصاب و حساب در عهدش/ سخت بی اختیار می بینم
ظلمت ظلم ظالمان دیار /بی حد و بی شمار می بینم
ظلم پنهان و خیانت و تزویر/ بر اعاظم شعار می بینم
جنگ و اشوب و فتنه بسیار /نام او زشت و خوار می بینم(7)
کم زچل چون که پادشاهی کرد(8)/ سلطه اش تار و مار می بینم

سیدی را زنسل ال رسول(9)/ نام او برقرار می بینم(10)
نائب مهدی اشکار شده /قامتش استوار می بینم
پیشوای تمام دانائی /رهبری با وقار می بینم
رهنما و امام(11) هفت اقلیم /حالت روزگار می بینم
عدل و دادی که می شود پیدا/ دولتش پایدار می بینم
هر کجا رو نهد به فضل اله/ دشمنش خاکسار می بینم
بعد از این شاهی از میان برود/ عالمی چون نگار می بینم
غم مخور زآنکه من در این تشویش/ خرّمی وصل یار می بینم
بعد از او خود امام خواهد امد /که جهان را مدار می بینم
دولت مهدی اشکار شود/ بلکه من اشکار می بینم
گرگ بامیش و شیر با اهو /در چرا هم کنار هم می بینم

 

 

(1): علامه شهید مطهری می فرماید :شاه نعمت اله ولی از معاریف و مشاهیر عرفا و صوفیه است واین مرد نسب به علی (ع)می برد. سلسله نعمت الهی در عصر حاضر از معروفترین سلسه های تصوف است. قبرش در ماهان کرمان مزار صوفیان استو گویند 95 سال عمر کرد. اکثر عمرش در قرن هشتم گذشته و با حافظ ملاقاتی داشته (مجموعه آثار استاد شهید مطهری ج14ص577)
(2):احمد شاه
(3):رضا شاه که با فشارانگلیس به قدرت رسید
(4):اشاره به برداشتن عمامه ها و قتل عام علما به بهانه کشف حجاب وروز17دی روز کشف حجاب
(5):رضا شاه حدود 0 سال حکومت کرد
(6):حکومت محمدرضا شاه که با تلاش انگلیس سامان گرفت
(7):همه جای ایران فریاد می زدند مرگ بر شاه
(8):چل یعنی چهل؛که حدود سی سال حکومت کرد
(9):اشاره به حدیث معروف {رجل فی القم،مردی از قم قیام می کند}امام خمینی
(10):او برقرار،به علم ابجد710 و خمینی به ابجد710 می گردد!
(11):شگفت این که 700 سال قبل تذکر داده شده که او امام و رهبر خوانده می شود!

 

پی نوشت...
احتمالا شاه نعمت الله یک لباس شخصی از طرفدارهای احمدی نژاد بوده!

 به نقل از

bavelayat.parsiblog.com

پیوند حیدر و یاس...

پیوند حیدر و یاس مبارک باد

 

سالروز پیوند اسمانی حضرت زهرا(س) و حیدر کرار مولا علی (ع) بر عاشقان عطر ولایت و امامت مبارک باد...

 

امروز آقای نتویان تو دانشگامون سخنرانی داشتش...میخام بنویسم چی گفت اما ولش کن،حوصلش نیست،یعنی هست اما به درد سرش نمی ارزه...خودتون بفهمید چی گفت دیگه...!

اما بهتر و قشنگتر از همه اینا یه قطعه شعری بود که یکی اول جلسه اومد خوند...یه تیکه هایی بدی داشت ،هم خوشم اومدو هم از خودم خجالت کشیدم...خیلی شعر قشنگی بود،قشنگ ترین شعری که تا حالا شنیدم...حالا بگذریم...

 

اما یه جملش خیلی تو ذهنم موند...((پیوند حیدر و یاس...))...آخر ذوق هنری یه آدمه...

 

چه طبع شاعرانه و قشنگی ،کاش ما هم یه ذره شاعر بودیم...خدا چیزای قشنگ و به هر کسی نمیده...!

 

پیوند حیدر و یاس بر همه شما مبارک...

ضیافت کفتارها

پشت پرده کشتار شیعیان در یمن

 

جنگ ششم با حوثی های یمن، حاصل سیاست فرار به جلو و فرافکنی حکومت یمن است تا بر ناکارآمدی حاکمیت 20 ساله بر دو بخش شمالی و جنوبی یمن سرپوش گذاشته و اعتراضات مردم فقیر و رنج دیده را با ابزار سرکوب نظامی خاموش کند.
با اینکه یمن از موقعیت ژئوپلیتیک ویژه ای برخوردار است و منافع زیرزمینی آن در کنار اقتصاد آبراه باب المندب می تواند، به حداقل های معیشتی مردم یمن پاسخ گوید، حکومت علی عبدالله صالح از پاسخ مناسب به مطالبات مردم این کشور ناتوان بوده و در کنار فقر، سیاست تبعیض را نیز به اجرا گذاشته است. اگر چه مقامات یمن و دولت های اقتدارگرای عرب منطقه در پی پاسخ انحرافی به بحران صعده بوده و آن را بشکل غیرواقعی تصویر می کنند، ولی ایستادگی شیعیان شمال یمن، هر دو را رسوا نموده و این راهبرد منطقه ای را برملا خواهد کرد.
جنگ اخیر در صعده که تا به حال سه ماه به طول انجامیده و حکومت یمن از تمامی توان نظامی هوایی و زمینی و دیپلماسی منطقه ای بهره گرفته، حاصلی جز فرسایش و شکست برای حکومت یمن به جای نگذاشته است. ارتش منظم حکومتی و بکارگیری ابزارهای برتر هوایی، زرهی، زمینی، توپخانه و عقبه مطمئن لجستیکی و حمایت های پنهان و آشکار خارجی در مقابل امکانات محدود مردم شمال یمن کارآمدی نشان نداده و بجز تلفات، اسارت نظامیان ، دادن غنائم جنگی و ستمدیدگی و آوارگی و کشتار مردم عادی و بی دفاع در شمال یمن کارنامه دیگری ارائه نکرده است.
از همان ابتدای این جنگ، آوارگان و جنگ زدگان به شکل طبیعی از صحنه معرکه فرار کرده و به نقاط امن تر پناه برده و منتظر اقدامات بشردوستانه سازمان های بین المللی در نزدیکی مرزهای یمن با عربستان بوده اند، که با سیاست محدودیت و فشار مقامات عربستان مواجه بودند. حتی سازمان های بین المللی از اینکه نمی توانند از طریق مرزهای عربستان، امدادرسانی خود را به اجرا بگذارند، زبان انتقاد گشوده اند و این جنگ نابرابر را مقدمه یک فاجعه انسانی ارزیابی کردند.
اگر از نگاه سعودی ها، رویدادهای صعده و نزاع مردم شمالی یمن و حکومت آن کشور، پدیده ای داخلی قلمداد می شد، نباید شاهد اقدامات غیرانسانی و سپس حمله گسترده نظامیان عربستان و بکارگیری سلاح های ممنوعه مانند بمب های فسفری علیه شیعیان شمالی یمن باشیم.
مقامات عربستان که سال ها است از طریق رونق مدارس سلفی و وهابی در سراسر یمن و بویژه جنوب این کشور و حمایت های مالی از برخی سران عشایر و قبایل و شخصیت های یمنی، بدنبال نفوذ و سلطه بر یمن می باشند و حتی برخی مناطق مرزی در شمال یمن را به استان های مجاور خود ضمیمه نموده اند، باید برای سیاست های خود محمل و توجیهی داشته باشند.
شهروندان جنوب عربستان و بویژه مناطق هم جوار با شمال یمن، اقلیت های زیدی و اسماعیلی زندگی می کنند که مانند بقیه مناطق عربستان، با سیاست سرکوب، تبعیض اجتماعی و اقتصادی و سلطه وهابیون و خفقان مذهبی روبه رو هستند. در طول تاریخ این جمعیت های سعودی، پیوند طبیعی با شیعیان زیدی شمال داشته اند، که در شرایط مشابه در یمن زندگی می کنند.
در واقع، حکومت عربستان که به علت سیاست سرکوب مذهبی و تبعیض، با سرافکندگی در محیط منطقه ای و بین المللی روبه رو است، حاصل ایستادگی و مقاومت مردم صعده و حوثی ها را برای خود نگران کننده می داند. با اینکه اقلیت های زیدی، اسماعیلی و شیعه در عربستان همواره با سرکوب و زندان و محدودیت های گوناگون زندگی می کنند، با این حال برای کسب حقوق اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی خود کوتاهی نکرده اند. راهبرد ملک عبدالله ، پادشاه عربستان برای اصلاحات داخلی و کاهش فشار به اقلیت ها و راه اندازی برخی نمادهای تدریجی اجتماعی، با هدف جلوگیری از انفجار سیاسی - اجتماعی است. حکومت یمن و حامیان سعودی آن برای توجیه رفتار و اقدامات غیرانسانی و جنگ افروزی علیه شیعیان یمن، تلاش می کنند با شبیه معرفی کردن شعارهای مردم صعده با شعارهای مردم ایران، این جریان مردمی و مقاومت تحسین برانگیز را وابسته به ایران معرفی کنند، تا هم بر مطالبات معمولی مردم شمال یمن سرپوش بگذارند و هم برای اقدامات غیرانسانی در کشتار مردم شمال یمن توجیه سازی کنند.
تمامی مقامات یمنی به خوبی واقف هستند و بارها در گزارش های رسمی نیز اعتراف نموده اند که سواحل شمالی یمن در دریای مدیترانه، محل مناسبات مردم یمن با مردم اریتره بوده و نیازهای خود را از آن طریق به اشکال مختلف پاسخ گفته اند.
ناکامی حکومت یمن برای سرکوب حوثی ها در حالی مطرح است که مقامات یمنی از حمایت مالی، رسانه ای، دیپلماتیک و لجستیکی عربستان بطور کامل بهره مند شده اند و حتی اخیرا یکی از مقامات اطلاعاتی عربستان برای متوقف کردن حمایت یک کشور عربی دیگر از مردم شمال یمن به این کشور سفر کرده و یک معامله امنیتی : سیاسی به اجرا گذاشته اند. این مقام سعودی در مقابل توقف کمک های این کشور عربی، جریان القاعده در آن کشور را از موضع ترور و براندازی این رهبر عربی به موضع مداحانه تبدیل کرده است.
جالب است با علنی تر شدن مداخله سعودی ها در جنگ صعده و علیه شیعیان یمن، محمد راشد از رهبران القاعده در جزیره العرب!! نیز خواستار جنگ علیه شیعیان در سراسر منطقه شده است و فراموش نمی کنیم که همزمان با انفجار مزدوران جریان ریگی در استان سیستان و بلوچستان، روزنامه الوطن سعودی، خواستار به آتش کشیدن هزار نقطه دیگر در ایران شد. با اینکه سال ها تلاش شده تا «دست آموز» بودن القاعده توسط سعودی ها و دستگاه های اطلاعاتی آمریکا و برخی کشورهای منطقه، پنهان بماند ولی گاهی کنترل از دست این مقامات خارج شده و «دم خروس» پیدا می شود.
جنگ صعده امروز با وارد شدن علنی عربستان به جنگ با مردم این منطقه، ماهیت جدیدی بخود گرفته، بویژه اینکه، هزاران نفر از روستاهای همجوار با صعده از شهروندان زیدی و اسماعیلی از این محورها تخلیه شده و مقامات نظامی عربستان به دنبال یک کمربند امنیتی تخلیه شده در داخل یمن و منطقه صعده نیز می باشند و گلوله باران و بمباران ممتد در طی تقریبا دو هفته گذشته، حکایت از این اهمیت ویژه دارد. خصوصاً اینکه دیپلماسی منطقه ای عربستان در کنار یک جنگ رسانه ای تمام عیار علیه حوثی ها و شیعیان و ایران در سطح منطقه، به دنبال جلب حمایت های لازم برای مداخله گری در یمن است که عملاً حاکمیت و استقلال یمن را تحقیر و نقض نموده است. در بخش دیگری نیز مقامات آمریکایی از اقدامات عربستان، تحت عنوان «تدابیر دفاعی» و «حق مشروع عربستان، تأیید به عمل آورده اند و پادشاه اردن که فتنه سازی را از اجداد انگلیسی آموخته با اعزام دو یگان کماندویی برای همراهی با ارتش عربستان در سرکوب شیعیان حوثی یمن، به این «جنگ هویت کاملا منطقه ای» داده است. مواضع وزیر خارجه مصر در حمایت از عربستان که با «پز» ناسیونالیسم عربی هم چاشنی سازی شده، معتقد است که «کشورهای عربی می توانند با مداخله غیر عربی مقابله کنند.» البته این مواضع شجاعانه!! هیچگاه برای دفاع از فلسطین و مردم غزه در مقابل حمله نظامی و وحشیانه رژیم صهیونیستی اتخاذ نشده و حتی همراه با آن تا امروز در محاصره مردم غزه مشارکت هم نموده اند. این دلاوری حکومت مصر آن زمان نمایان تر می شود که بدانیم جنایت های جنگی رژیم صهیونیستی توسط گلدستون که یک قاضی یهودی است محکوم شد ولی مقامات مصری برای کسب محبت رژیم صهیونیستی و مقامات کاخ سفید، از این خط قرمز عبور نکردند. بهتر است ماهیت این رویداد منطقه ای را بازکاوی کنیم تا ریشه رفتار سعودی- مصری- اردنی که از حمایت آمریا نیز برخوردار است، روشن شود.
کارشناسان غربی براساس نظرسنجی ها و برآوردهای دیگر معتقدند عربستان و مصر نفوذ و جایگاه و موقعیت خود در منطقه خاورمیانه را از دست داده اند، که این پدیده با همراهی آنان با سیاست های غربی و صهیونیستی پیوند دارد.
این سه کشور عربی آشکارا از گفت وگوی آمریکا با ایران نگران هستند و مانند رژیم صهیونیستی، هرگونه توافق و در هر سطحی را با ایران به زیان خود ارزیابی می کنند. این کشورهای عربی از یکسو، از گسترش چالش و تنش بین ایران و آمریکا که ممکن است به درگیری نظامی منتهی شود، خسارت می بینند و از سوی دیگر نمی توانند بپذیرند که آمریکا برای خروج از بن بست های منطقه ای و یا اعتراف به حقوق هسته ای و یا جایگاه منطقه ای، امتیازی به ایران بدهد. نخبگان سیاسی این سه کشور معتقدند، باید یک «تشنج هدایت شده، منطقه ای» علیه ایران با زمینه مذهبی را فعال کنند تا موقعیت آنان در هر معادله منطقه ای جدید، حفظ شود. این کار به روشنی در فلسطین، لبنان، عراق ، یمن از سوی کشورهای یاد شده در حال اجرا است و «ابزار فتنه مذهبی» را برای کسب موقعیت جدید الزامی می دانند. عربستان، مصر و اردن، این سیاست «منازعه ساز» را در سه محور کارآمد می دانند:
1- چنین فضایی از درگیری نظامی غرب با ایران جلوگیری می کند و آسیبی به کشورهای عربی یاد شده نمی زند.
2- به فعال کردن این تشنج منطقه ای از هر گونه توافق آمریکا با ایران جلوگیری می کند.
3- این راهبرد، امکان ایجاد توازن در تعامل کشورهای منطقه با ایران را فراهم می کند.
لذا ماهیت جنگ نابرابر و ظالمانه در صعده و شمال یمن از یکسو با راهبردهای منطقه ای این سه کشور گره خورده و از سوی دیگر، بخشی از سیاست منطقه ای عربستان است که در سه دهه اخیر با جنگ افروزی منطقه ای و تضعیف کشورهای رقیب، موقعیت خود را ارتقا داده است.
منازعه داخلی در یمن تنها از طریق یک گفت وگوی ملی و تکیه بر روش های مسالمت آمیز قابل حل است که بازیگران داخلی و یا نهادهای منطقه ای و بین المللی می توانند به عنوان «مساعی جمیله» به اجرا بگذارند. نهادهای بین المللی باید به وظایف قانونی در حمایت از شهروندان شمال یمن و کمک رسانی و جلوگیری از «بکارگیری سلاح های ممنوعه» و یا «بکارگیری نامتناسب قدرت» اقدام کنند.
عربستان باید بداند که تشویق مصری و اردنی برای ورود به جنگ صعده ، دامی برای حاکمان ریاض است تا بحران را به داخل عربستان نیز گسترش دهند و از یک رقیب در عرصه منطقه ای، راحت شوند. آمار اسرا، زخمیان و تلفات ارتش سعودی در مقابل مقاومت حوثی ها، قابل تأمل است و ادامه جنگ افروزی و مداخله نظامی در جنگ صعده، عربستان را به «فرسایش مهلک» دچار خواهد کرد و زمینه تغییر در ساخت و ترکیب قدرت پادشاهی سعودی را مهیا می کند.

 

منبع:دفتر ÷ژوهش و بررسی خبرگزاری ایرنا

آقای رییس جمهور...

عطر اندیشه آقای رئیس جمهور...

آقای رئیس جمهور!

اندیشه ات به چه عطر گرفته؟

به آبی دل خدا؟

به شکوفه های شکوفایی...

نه! پاییز و باران شکوفه؟

خوب است بگویم به سیب های سرخ و زرد پاییزه، شاید هم...

اما نه... عطر اندیشه ات برای اهالی آسمانی این خاک که به خاکش باغبان شده اند از برای لاله ها و شقایق ها، اطلسی ها و بنفشه ها، به بهار، به بهار گل ها ماناست نه سیب های سرخ و زرد پاییزه!

اندیشه ای که عطر می افشاند بر بی عطری ها! بر بی عطری هایی که سال ها عطر دوانید و هیچ مشامی به رایحه اش مهمان نشد!

عطر بی عطری!

چه واژه غریبی!

برای تو، تو که اندیشه ات عطر...

نه آن ها که اندیشه شان به بی عطری به خاکی که عطر افشان عشق بود و عاشقی لاله های عاشق گذشت.

آقای رئیس جمهور!

راستی نگفتی اندیشه ات به چه عطر گرفته؟

به...

سال ها پیش از تو قصه این بود، قصه اندیشه های آب و جارو نشده. قصه اندیشه هایی که لب حوض فیروزه اش...

کدام حوض فیروزه؟

مگر اندیشه شان آب داشت که حرفی از حوض فیروزه باشد؟

داشت! آب، نان! اما به کاسه هایشان، به سفره هایشان! نه کاسه تو، نه سفره من!

اندیشه بی آب و نان به این خاک نه به...

قصه اندیشه هایی که به خاکش شاخه ای، ساقه ای به جوانه، به رویش، نرسته بود چه رسد به غنچه گلی که به تنش، به تن اندیشه اش عطر باشد!

قصه اندیشه هایی که پاییزه بود!

قیصر می گفت:

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

اما نه! اندیشه شان سراپا زرد و پاییز بود و دل سپرده اش!

خیالت راحت، خبری از انارهای یاقوتی و خرمالوهای نارنجی پوش نبود، تا دلت بخواهد درختان خشکیده روح و جانی که به تن بی جانشان، کلاغ هایی به قارقار پاییزه، سرود حماسه یأس را سر می دادند، سرود حماسه سرسپردگی...

می دانی آقای رئیس جمهور!

این ها را قلمم نوشت تا بگوید این روزها، فصلگرد اندیشه های به پاییز نشسته کلاغان حماسه یأس و سرسپردگی است. اندیشه هایی که به بهار نیز پاییزه بود، چه رسد به برگ ریز پاییزانه شان!

چه برگ ریزی؟

مگر خبری از برگ و بار بود؟

تو شکوفه ای چیدی؟

تو سیبی بوییدی؟ 

تو بگو...

چه بود؟

آقای رئیس جمهور!

اما قصه شان به سر رسید! این بار حتی کلاغ آوازه خوان به قارقار و هیاهوی حماسه پاییزه یأس نیز به خانه اش نرسید!

تو اندیشه بی عطر پاییزه شان را به پاییز سپردی تا در خش خش برگ های چنار، به زیر قدم های عابری چکمه پوش به مرگ رود و در قارقار کلاغ ها به فراموشی دست باد سپرده شود و اندیشه ای به عطر همیشه بهار نرگس ها را به این خاک پاییزه بهار دادی!

بهار نوبرانه اندیشه!

آقای رئیس جمهور!

بهار اندیشه به این خاک، چون آلوچه های بهاره نوبرانه بود!

دیگر می شود از عطر اندیشه ات با شکوه شکوفه های شکوفایی عکس یادگاری گرفت و به سیب سرخ تک شاخه هایش گاز زد!

این روزها اقاقی ها، نسترن ها، شب بوها همه به عطر اندیشه تو، عطر پوش این خاک عطر نشان

شده اند.

این روزها دیگر گلاب اندیشه تو به هرگلبرگی روان است، جرعه ای از گلاب اندیشه تو!

اندیشه ای که عطر می گیرد به نرگس همیشه بهار اللهم عجل لولیک الفرج.

اندیشه ای که عطر می گیرد به عطر شقایق هایی که به خون، پیراهن تنشان سرخ شد.

اندیشه ای که عطر می گیرد به محمدی های آرمان رهبری که به محمدی ها نامش سلام است و صلوات

اندیشه ای که عطر می گیرد از یاسی که به دیوار کاهگلی دل مردمان این آب و خاک خزیده است.

آقای رئیس جمهور!

می خواهم از اندیشه ات نرگس ها، شقایق ها، محمدی ها، یاس ها را بر چینم و به عطر، به گلدان سبزابی این خاک، نشانم تا این خاک سبزابی به تاریخ بداند که روزی احمدی نژادی به اندیشه، گل ها داشت.

نقلی از دست نوشته های زیبا و بی بدیل:  www.azize-iran.blogfa.com

غرب ،قتلگاه اندیشه

غرب؛ قتلگاه اندیشه

افشای اسامی حدود پنجاه  اندیشمند منتقد هولوکاست که در کشورهای مدعی آزادی غربی، مورد تهدید و آزار و شکنجه و محاکمه صهیونیسم و سیاست مدارن تابع صهیون قرار گرفته اند!!

بسم الله الرحمن الرحیم

- ولن ترضی عنك الیهود ولاالنصاری حتی تتبع ملتهم (سوره شریف بقره/ مبارکه120): یهود و مسحیت، هرگز از تو راضی نمی شوند مگر اینکه تابع آیین و روش انها  شوی...

-لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود و الذین اشركوا (سوره مبارکه مائده، آیه82) به تحقیق و حتما یهودیان و مشرکین را بدترین دشمنان مومنین خواهی یافت.

 مدتی پیش رسانه های غربی و غربزده به بهانه سخنان دكتر احمدی نژاد درباره واقعه هولوكاست (یهودی كشی آلمان هیتلری در جنگ جهانی دوم) و پیشنهاد عاقلانه و مدبرانه ایشان مبنی بر انتقال صهیونیست ها به كشورهای اروپاییِ مدعی حمایت از حقوق یهودیان، تهاجم تبلیغاتی گسترده ای را علیه رئیس جمهور كشورمان به راه انداختند.(برای نمونه روزنامه شرق مورخ 26/9/84  و سالنامه سال ۱۳۸۴ (صفحه سرانجام- سیاست) به درج مصاحبه ای پرداخته كه با استناد به مصوبات دادگاه قرون وسطایی نورنبرگ، هولوكاست را مسلم پنداشته است! در حالی كه حتی بسیاری از اندیشمندان غربی هم به نقد این ادعاهای نادرست پرداخته اند!) شدت این تهاجم به حدی بود كه بسیاری از كسانی كه میزان نفوذ گسترده صهیونیسم بر غرب را نمی دانند، شگفت زده شدند.

اندیشمندان قربانی نقد اسطوره های صهیونیستی

- سیل این تهاجم را كه دیدم، به یاد اندیشمند نامدار فرانسوی پروفسور رابرت فوریسون و كتاب زیبایش «اتاق های گاز در جنگ جهانی دوم، واقعیت یا افسانه » و«شیادی قرن بیستم» افتادم. این پیرمرد دانشمند فرانسوی سال ها در زمینه هولوكاست كار علمی طاقت فرسایی انجام داده و بارها در خیابان های فرانسه مورد هجوم چماق به دستان صهیونیست قرار گرفته است. وی بیش از ده بار دادگاهی شده و به دلیل پژوهش های محكم خود درباره یك موضوع  ممنوع! از استادی دانشگاه لیون در فرانسه محروم و ممنوع التدریس شده و به جزای نقدی محكوم شده است. زمانی مجله صبح با او مصاحبه كرده بود ولی پروفسور با حیرت و مظلومیت اصلاً باور نمی كرد حتی یك نشریه در جهان جرات داشته باشد حرف های او را بازتاب دهد. به درستی او را «تنهاترین متفكر فرانسه» نامگذاری كرده اند.[1]

 -او در تنهایی اش تنها نیست؛  بسیارند بزرگان اندیشه ورزی كه در غرب پر از دموكراسی(!) به دلیل اندیشیدن درباره هولوكاست و تحقیق در تاریخ جنگ دوم جهانی به زندان، تبعید و جریمه محكوم شده اند. پروفسور روژه گارودی یكی دیگر از این اندیشمندان آزاد اندیش فرانسوی است؛ همو كه به دلیل افشای شش اسطوره تشكیل دهنده دولت اسراییل در كتاب «تاریخ یك ارتداد» محاكمه و محكوم شد؛ چرا كه انگاره ها را بت شكنی كرده و در مورد خطوط قرمز غرب سخن گفته بود. او علیه جعل تاریخ توسط صهیونیست ها تحقیق كرد و این جرم بسیار سنگین تر از آن بود كه مدرك معتبر دكترایش از سوربن و یا ریاست 25 ساله اش بر مركز تحقیقات ماركسیستی حزب كمونیست فرانسه به وی كمكی كند.[2]

 -دكتر فردریك توبن، مورخ آلمانی الاصل مقیم استرالیا و مدیر موسسه آدلاید در استرالیا ، به دلیل نقد و تحلیل شیمیایی و فیزیكی كوره های آدم سوزی و ردّ علمی وجود آن ها، چنان مورد اهانت، تحقیر و محاكمه قرار گرفت كه تا سر حد  گرفتن پناهندگی سیاسی از جمهوری اسلامی پیش رفت.[3]  در سال های اخیر جمع بسیاری از اندیشمندان غربی به نقد این اسطوره های تاریخی و صهیونیستی پرداخته و صد البته بسیاری از آن ها محاكمه شده اند.

 -پروفسور «یاووس اوسوس» یكی از رهبران برجسته مسلمانان آلمان و دبیركل «اتحادیه راه اسلامی» در اروپا، که وادار به استعفا و كناره گیری از دانشگاه شد.«اوسوس» 46 ساله، متخصصcrystallization، استاد و قائم مقام دانشكده فنی «روش های صنعتی» دانشگاه برمن آلمان، مدت 15 سال مشغول به تدریس و فعالیت علمی در این دانشگاه بود. وی از چهار سال پیش به دلیل ترویج دیدگاه های حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی و دفاع از مبارزان مسلمان لبنان و فلسطین تحت شدیدترین حملات تبلیغاتی رسانه ها و عناصر صهیونیستی در آلمان بود و هرگز حاضر نشد نسبت به حقوق پایمال شده مسلمانان در اروپا، آمریكا و خاورمیانه سكوت كند ودر مقابل صهیونیست ها پخش «شبنامه»ها در دانشگاه و تماس های تلفنی و انواع تهدیدها علیه او و خانواده اش را با شدت دنبال کردند.[4]

 -میشل آدام فرانسوی از آموزگاری خلع و با پنج فرزند در 57 سالگی از هر درآمدی محروم شد. اكنون حتی مقرری كمك هزینه دولتی را دریافت نمی كند.[5] 

-وینسنت رینوارد فرانسوی هم از شغل آموزشی خود در بخش دولتی اخراج و در نوامبر 1998 به دلیل كمك به تهیه گزارش رودلف به سه ماه حبس و معادل 10000 فرانك جریمه نقدی محكوم شد و اكنون تحت قیمومیت به سر می برد.[6]

 -پاستور روژه پارمنتیرنیزبه دلیل كمك به روژه گارودی در قضیه دادگاه او از حزب سوسیالیست اخراج شد.[7]

 -ژان ماری لوپن هم به دلیل بیان مطالبی درباره جزئیات اتاق های گاز هیتلری در فرانسه و آلمان تحت پیگرد قرار گرفته است.[8]

 -كتابفروشی به نام پدرو وارلای در شهر بارسلونا به جرم انكار هولوكاست و اتهام تحریك به نفرت و خصومت نژادی در نوشته های خود به پنج سال زندان و پرداخت جریمه ای معادل 720000 پزوتا (5000 دلار) و هزینه سنگینِ دادگاه شد و به حكم دادگاه بنا شد تمام موجودی كتابفروشی او معادل 20972(بیست هزارو نهصد و هفتاد و دو ) جلد كتاب و صدها نوار كاست صوتی و تصویری به آتش كشیده شود و چنین شد. او و كارمند زن كتابفروشی اش بارها مورد حمله گروه های صهیونیست قرار گرفته بودند[9] ...این است حقیقت آزادی در یک نظام دموکرات و لیبرال خیلی غربی!

-گری لاوك شهروند امریكایی به جرم خدشه درهولوكاست ازسوی دانمارك به آلمان تحویل داده شد.[10]

 -گونتر دكرت و اودو والندی آلمانی هم به همین جرم هنوز در زندان به سر می برند.[11]

 -روا رهارد كمپر از اهالی مونستر پس از گذراندن یك سال زندان در حالی كه احتمال محكومیت بسیار طولانیتری داشت ناچار شد پنهان شود. آلمانی ها و اتریشی هایی هستند كه به همین جرم (تحقیق در تاریخ اسطوره های صهیونیستی معاصر) در تبعید زندگی می كنند و نوشته های آن ها به دستور دادگاه توقیف و در آتش سوزانده می شود.[12]

 -ارنست زوندل  و دوستانش هم در كانادا در مقابل دادگاه های ویژه كمیسیون حقوق بشر و دادگاه های خاص به جرم تحقیقات تاریخ شان مورد بازخواست هستند.[13] و پس از چهل سال زندگی در كانادا از این كشور اخراج و در حال حاضر نیز در آلمان زندانی است و در انتظار محاكمه به سر می برد.[14]

 -پروفسور دیوید ایروینگ انگلیسی هم كه می خواست در اتریش دعوت یك دانشگاه را بپذیرد و بین دانشجویان سخنرانی كند، به جرم حقیقت جویی در تاریخ دستگیر شد و  به 20 سال زندان محكوم شده است[15]، اما با توبه خود از تحقیقاتش مقدار سال های زندانش تخفیف پیدا کرد!

 -احمد هوبر روزنامه نگار مسلمان سوئیسی به جرم نقد تاریخ واره ها و انگاره پردازی های صهیونی بارها مورد اذیت و آزار قرار گرفته است.[16]

 -آبه پی یر در فرانسه مجبور شد از كارهای علمی و فرهنگی خود كناره گیری كند؛ زیرا به خط قرمز یهود نزدیك شده بود.[17]

كشیش لولون، كشیش ماتیو و ژاك فووه هم به جرم حمایت از پروفسور روژه گارودی با او محاكمه شدند.[18]

 -گرد هونزویك، نویسنده اتریشی به جرم تحقیق تاریخی به یك سال و نیم زندان و تبعید از كشورش محكوم شد.[19]

اگر بخواهیم ادامه دهیم این لیست بسیار طولانی خواهد شد. در ادامه فقط نام برخی دیگر از قربانیان آزاد اندیش  غربی را از كشورهای مختلف می آوریم:

  --گرمار رودولف شیمیدان آلمانی و فراری كه در آمریكا زندگی می كند[20]،

-زیفرید وربك كه در گذشته بارها به دادگاه فراخوانده شده است،

-گانتركگل از محققین تجدیدنظرطلب[21]،

-ولفگانگ فرولیچ كه در گذشته از وی خواسته شده بود شهادت دروغ علیه تجدیدنظرطلبان بدهد و وی با پناه بردن به سفارت ایران در وین این مساله را عنوان كرد كه صهیونیستها وی را تهدید كرده اند،

-مانفرد رودر مدافع تجدیدنظرطلبان،

-ابراهیم علوش از نویسندگان بنام اردن و رئیس صدای آزاد عربی،

-یورگن مولمن معاون حزب لیبرال آلمان كه از حزب اخراج شد[22]،

-رابرت فیسك در امریكا[23]،

-روز ترویك مفسر روزنامه لوموند فرانسه[24]،

-مارتین هوهمان عضو حزب دموكرات مسیحی آلمان كه از حزب و مجلس آلمان اخراج شد[25]،

-ژنرال راین هارد گوئینتسل فرمانده نیروهای مداخله ویژه ارتش آلمان كه به دلیل حمایت از گفته های مارتین هوهمان از ارتش اخراج شد[26]،   

-مایكل هافمن كه زمانی خبرنگار آسوشیتد‌پرس بود[27]،

-مارك وبر مورخ امریكایی[28]،

-آرمان امادروس[29]،

-دراویوژ راتایژاك (راتایچاك)[30]،

-آرتور رابرت بوتر (امریكایی)،

-فیلیپ كازین[31]،

-بتاریس بوكارد[32]،

-كن لیوینگستن عضو پیشین حزب كارگر انگلستان[33]،

-ویلهم استاگلیچ،

-ارهارد كمپر،

-دكتر جنی تانگ انگلیسی[34]

احمد رامی از سوئیس(مسئول شجاع رادیو اسلام - www.RAMI.TV)

 -در شهریور 1385 مسابقه بین المللی کاریکاتور هولوکاست در ایران اجرا شد که برگزارکنندگان و شرکت کنندگان از تهدیدی و بازجویی در کشورشان و حتی از خارج مرزهای کشورشان، در امان نبودند مثل: سید مسعود شجاعی طباطبایی مسئول شجاع سایت ایران کارتون (IRANCARTOON.IR –IRANCARTOON.COM)  و مسابقه جهانی افشای دروغ هولوکاست و میشل لوئینگ کاریکاتوریست  استرالیایی و رنه بوشه کاریکاتوریست معروف فرانسوی و دیوید بالدینگر کاریکاتوریست آمریکایی  و ... .

 جعل تاریخ و مبارزه با حقیقت جویان، شیوه همیشگی یهودیت خاخامی و فریسیان نژادپرست و مادی گرا بوده است. آن ها همواره مخالفان خود را به یهودی ستیزی و نژادپرستی متهم كردهاند. حتی باروخ اسپنیوزای یهودی هم زمانی كه علَم مبارزه با یهودیت خاخامی را بر افراشت و به نقد انگاره ها و اسطوره های كتاب مقدس و افسانه های بنیانگذار سیاست های ظالمانه آن ها پرداخت، او را یك یهود ستیز نامیدند و تكفیر كردند.[35] اسپینوزا معتقد بود حكومت یهودیان در فلسطین منقرض شد، زیرا خداوند نیز از آنان نفرت داشت.[36] حتی تا حد ترور وی هم پیش رفتند ولی او جان سالم به در برد.[37] امروزه صهیونیست ها به دلیل بزرگی این عالم یهودی مجبورند از او به خوبی یاد کنند.

افسانه هولوكاست و یهود ستیزی

یكی از حربه های مهم صهیونیست ها برای توجیه سیاستهای وحشیانه خویش، جعل افسانه ها  واسطوره هایی از جمله هولوكاست می باشد. هولوكاست به معنای سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از میان برود و به جریان كشتار وسیع یهودیان! در جنگ جهانی دوم اطلاق می شود.[38]  این واقعه ادعایی بیشتر به ارتش هیتلر نسبت داده میشود؛ در صورتی كه عالمان تاریخ ارتباط وثیق هیتلر و صهیونیست ها را در جنگ جهانی دوم مورد توجه قرار داده و انتفاع یهودیان و هیتلر از این موضوع را گوشزد كرده اند.

ارتباط و همکاری متقابل هیتلر و یهودیان

هانا آرنت دانشمند یهودی و هاینس هوهنه روزنامه نگار آلمانی به ارتباطهای گرم آلمان هیتلری و حزب ناسیونال سوسیالیسم او و صهیونیست ها اقرار می كنند.[39] شواهد مختلفی بر این ارتباط وجود دارد از جمله:

1. انعقاد قرارداد هاوارا كه تسهیلات لازم جهت مهاجرت یهودیان به فلسطین را از راه انتقال سرمایه شان با صدور كالاهای آلمانی فراهم می كرد.[40]

2. همكاری گروه صهیونیستی بتار با نازی ها.[41]

3. در قرارداد هاوا در سال 1933 جانب نازی ها را گرفتند و مانع از اعمال تحریم اقتصادی علیه آن ها شدند.[42]

4. مهاجرت گسترده یهودیان آلمان از طریق كمیته رستگاری كه مردی به نام كاستنر مسوولیت آن را بر عهده داشت و در قبال آن خدماتی به نازی ها ارائه می كرد.[43]

5. گرفتن غرامت از آلمان از 1952 و ادامه آن تا سال 2002 م بابت این قتل عام ادعایی. این غرامت چنان برای اسراییل حیاتی بود كه بنگورین، گرفتن آن را معجزه ای در حد ایجاد دولت صهیونیستی می داند.[44]

مقام معظم رهبری  می فرمایند: «دولت آلمان صد و پنجاه میلیارد مارك به عنوان خسارت به یهودی ها داد، اما خسارت یهودیان از آلمان هنوز تمام نشده است، باز هم خسارت طلبكارند و باید به آن ها داده شود. آن چه یهودی ها با آلمان كردند، كم و بیش با برخی از كشورهای اروپایی دیگر مثل اتریش، سوئیس، فرانسه و حتی چند سال قبل با واتیكان نیز انجام دادند. همه باید خسارت بپردازند، این خسارت تمام شدنی نیست. در بعد روانی، اسراییلی ها فعالیت های بسیار مهمی دارند. همه سیاستمداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب باید در مقابل بنای یادبود كوره های آدم سوزی سر تعظیم فرود بیاورند. یعنی داستانی را كه اصل صحت آن معلوم نیست، مورد تأكید قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. این ها روش هایی است كه در تبلیغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمایی است.»[45]

این افسانه در كنار اتهام یهود ستیزی به منتقدان آن كمك شایانی به توجیه ستم های صهیونیسم در جهان می كند. پروفسور نورمن فینكلشتاین یهودی هم در كتاب صنعت یهودی سوزی به سوء استفاده از این داستان تصنعی و بحث یهود ستیزی پرداخته است.[46] پژوهشگران رقم واقعی كشته شدگان یهودی جنگ دوم جهانی را كم تر از دویست هزار نفر می دانند كه در مقایسه با پنجاه میلیون كشته جهانی قابل اعتنا نیست؛ گرچه کشته شدن یک انسان هم، بدون گناه محکوم است. اما مسئله این است که جنگ اول و دوم یک رقابت کثیف درون تمدنی غرب بر سر مسائل دنیوی بین خودشان بود که حدود صد میلیون کشته از بشر گرفت؛ این است چهره واقعی دنیاطلبی و دوری از خدا.

قوانین بی رحمانه جهانی در مورد افسانه های صهیونیستی

اخیرا با تلاش لابی های صهیونیستی در سازمانهای بین المللی و كشورهای مختلف قوانینی تصویب شده است مبنی بر این كه كسی حق اظهار نظر درباره این اسطوره ها!  را ندارد. قانون دادگاه های نورنبرگ و توكیو در ژاپن و آمریکا و اروپای مثلا آزاد، حق اظهار نظر اندیشمندان درباره محاكمه های دادگاه های سران نازیسم را می گیرد.[47] در فرانسه قانون فابیوس – گسو هم به صورتی ظالمانه حق آزاد اندیشی و تأمل درباره جعل تاریخ توسط صهیونیستها را سلب می كند.[48] انجمن بین المللی وكلا و حقوقدان های یهودی طی كنفرانسی به سال 1998 در سالوینك خواستار وضع قوانین ضدتجدید نظر طلبی در تاریخ شده و خواسته اند كشورهایی كه قوانین مشابهی ندارند آن را تصویب كنند.[49]

هولوكاست واقعی در ایران، عراق، فلسطین، رواندا، آمریکا و ...

به نوشته پژوهشگر معاصر عبد الله شهبازی، اخیرا دكتر مجد تحقیقاتی انجام داده كه ثابت می كند بزرگ ترین نسل كشی قرن بیستم در ایران رخ داده و این كشور، بزرگ ترین قربانی جنگ اول جهانی بوده است. بر اساس تحقیق دكتر مجد در طول سال های 1919-1917 بین هشت تا ده میلیون نفر از مردم ایران در اثر قحطی یا بیماری های ناشی از كمبود عمدی مواد غذایی كشته شدند و دولت بریتانیا بزرگ ترین عامل این قحطی ساختگی بوده است. انگلیس با خرید محصولات غذایی ایرانیان برای ارتش خود به چند برابر قیمت و جلوگیری از ورود مواد غذایی به ایران، باعث قحطی شد.[50] چند سال پیش در روآندا بین دو قبیله هوتو و توتزی جنگی رخ داد و در برابر چشم جهانیان، حدود 800000  (هشتصد هزار) نفر از مردم روآندا كشته شدند؛ در حالی كه سربازان سازمان ملل هم به رهبری جناب کوفی عنان نظاره گر بودند و جلوی این كشتار را نگرفتند. اخیرا نقش ارتش فرانسه و کارخانه های اسلحه سازی غرب در این نسل کشی دهشتناک کاملا مشخص شد.

در عراق طی سه سال اخیر كه امریكا آن را  اشغال كرده است، بیش از ششصد هزار عراقی اکثراً شیعه كشته و بسیاری هم مجروح و به مواد رادیو اكتیو آلوده شده اند. در فلسطین طی 80 سال اخیر صدها هزار انسان كشته شده اند و فاجعه قانا و صبرا و شتیلا و رفح و غزه هنوز هم ادامه دارد. در تاریخ سرخپوست ها می خوانیم در طول نزدیك به سیصد سال تصرف این قاره ثروتمند توسط آنگلوساكسون های متمدن! حدود شصت میلیون انسان كشته شدند.[51] در همان سال ها حدود 25 میلیون برده آفریقایی از شهرهای خود دزدیده و برای كار اجباری به امریكا برده شدند و حدود همین تعداد هم در جریان شكار برده كشته شدند و تمدن پیشرفته آفریقا که شاهکار اهرام مصر را داشت و سرمنشا علوم بسیاری بود را نابود کردند.[52] ظاهراً فقط یهودیان و نوكران آن ها انسان هستند و بقیه از حیوانات هم بی ارزش ترند.[53]

به نقل از نشریه پرتو سخن و وبلاگ:masiheyahoodi.parsiblog.com/Archive31511.htm

ژنرال ترسو

با دروغ خواندن حصر موسوی
پسر كروبی: موسوی شهامت حضور در راهپیمایی 13آبان را نداشت

خبرگزاری فارس: حسین كروبی فرزند مهدی كروبی دبیر كل حزب اعتماد ملی با رد در حصر بودن میرحسین موسوی گفت: نباید به ملت دروغ گفت و در واقع او شهامت حضور در راهپیمایی 13آبان را نداشت.به گزارش "سرویس فضای مجازی " خبرگزاری فارس، حسین كروبی در گفت و گو با ایرنا تاكید كرد: ما اطلاع كافی داریم كه میرحسین موسوی در حصر نبوده است و تنها نیروی انتظامی در اطراف فرهنگستان هنر حضور داشته است اما حصری در كار نبوده است.
وی ادامه داد: به هر حال هر فردی از ویژگی های خاصی برخوردار است و نباید ترس و نداشتن شهامت را با بیان ادله غیرمنطقی استتار كرد.
حسین كروبی گفت: چگونه پدر من می تواند در راهپیمایی حضور پیدا كند و حصری هم در كار نبود اما آقای موسوی همیشه در زمان راهپیمایی در حصر هستند؟
وی در خاتمه تاكید كرد: نباید به ملت دروغ گفت به هر حال این نوع عملكردها به روحیات اخلاقی هر فردی بستگی دارد.

 

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : سعید دهقانی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان